kilo

[ایالات متحده]/'kiːləʊ/
[بریتانیا]/'kilo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیلوگرم; کیلومتر

عبارات و ترکیب‌ها

kilogram

کیلوگرم

kilometer

کیلومتر

جملات نمونه

Take a kilo or so of sugar ?

حدود یک کیلو یا بیشتر شکر بگیرید؟

A: Pisang berapa harga satu kilo ?

A: قیمت یک کیلو موز چقدر است؟

1000 kilos is a metric ton. 1000

1000 کیلوگرم یک تن است. 1000

the sack of potatoes is 5 kilos light.

کیسه سیب زمینی 5 کیلوگرم کمتر است.

He sold us short! We paid for five kilos of mushrooms and only got four!

فریب ما را خورد! ما برای پنج کیلو قارچ پرداختیم و فقط چهار کیلو دریافت کردیم!

How Pavlovian! So anyway, what's my reward for lugging this twenty-kilo bag of kibble home for you?

چقدر پاولفی! به هر حال، جایزه من برای حمل این کیسه ۲۰ کیلوغی غذای سگ به خانه برای شما چیست؟

Even before its November 12th publication date in America, both the English and the German editions of the five-kilo (11lb) Klimt catalogue raisonné by Alfred Weidinger (Prestel) had sold out.

حتی قبل از تاریخ انتشار ۱۲ نوامبر در آمریکا، هر دو نسخه انگلیسی و آلمانی از کتاب راهنمای کلت اثر آلفرد ویدینگر (پراستل) با وزن پنج کیلوگرم (۱۱ پوند) به فروش رسیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید