kilonewton

[ایالات متحده]/ˌkɪləˈnjuːtən/
[بریتانیا]/ˌkɪloʊˈnuːtən/

ترجمه

n. یک واحد نیرو برابر با ۱۰۰۰ نیوتن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

kilonewton force

نیروی کیلونิวوتن

kilonewton meter

متر کیلونیووتن

kilonewton per meter

کيلونيوتن بر متر

kilonewton load

بار کیلونیووتن

kilonewton strength

مقاومت کیلونیووتن

kilonewton rating

رتبه کیلونیووتن

kilonewton capacity

ظرفیت کیلونیووتن

kilonewton tension

کشیدگی کیلونیووتن

kilonewton unit

واحد کیلونیووتن

kilonewton measurement

اندازه گیری کیلونیووتن

جملات نمونه

the bridge can support a load of 500 kilonewtons.

پل می‌تواند بار 500 کیلونیوتن را تحمل کند.

engineers often measure force in kilonewtons.

مهندسان اغلب نیرو را به کیلونیوتن اندازه‌گیری می‌کنند.

a tension of 200 kilonewtons was recorded during the test.

در طول آزمایش، کششی به میزان 200 کیلونیوتن ثبت شد.

the safety factor was calculated using a maximum load of 100 kilonewtons.

ضریب ایمنی با استفاده از حداکثر بار 100 کیلونیوتن محاسبه شد.

she lifted the weight of 50 kilonewtons with ease.

او به راحتی وزنی به میزان 50 کیلونیوتن را بلند کرد.

the structure was designed to withstand forces exceeding 300 kilonewtons.

این سازه برای مقاومت در برابر نیروهای بیشتر از 300 کیلونیوتن طراحی شده است.

he calculated the impact force in kilonewtons for the simulation.

او نیروی ضربه را به کیلونیوتن برای شبیه‌سازی محاسبه کرد.

the load capacity of the crane is rated at 1500 kilonewtons.

ظرفیت بار جرثقیل به میزان 1500 کیلونیوتن رتبه بندی شده است.

understanding kilonewtons is essential for structural engineering.

درک کیلونیوتن برای مهندسی سازه ضروری است.

the test results showed a peak force of 250 kilonewtons.

نتایج آزمایش نشان داد که حداکثر نیرو 250 کیلونیوتن بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید