kilotonnes

[ایالات متحده]/ˈkɪləˌtʌn/
[بریتانیا]/ˈkɪləˌtʌn/

ترجمه

n. یک واحد جرم برابر با ۱۰۰۰ تن متریک

عبارات و ترکیب‌ها

kilotonne capacity

ظرفیت کیلوتن

kilotonne production

تولید کیلوتن

kilotonne limit

محدودیت کیلوتن

kilotonne target

هدف کیلوتن

kilotonne increase

افزایش کیلوتن

kilotonne output

خروجی کیلوتن

kilotonne estimate

تخمین کیلوتن

kilotonne reduction

کاهش کیلوتن

kilotonne export

صادرات کیلوتن

kilotonne import

واردات کیلوتن

جملات نمونه

the factory produces 10 kilotonnes of steel annually.

کارخانه سالانه 10 هزار تن فولاد تولید می‌کند.

our goal is to reduce carbon emissions by 5 kilotonnes.

هدف ما کاهش انتشار کربن به میزان 5 هزار تن است.

the shipment included 20 kilotonnes of rice.

بارگیری شامل 20 هزار تن برنج بود.

they plan to increase production by 15 kilotonnes next year.

آنها قصد دارند سال آینده تولید را 15 هزار تن افزایش دهند.

the country exported 30 kilotonnes of wheat last season.

کشور فصل گذشته 30 هزار تن گندم صادر کرد.

the project aims to recycle 25 kilotonnes of plastic waste.

هدف پروژه بازیافت 25 هزار تن ضایعات پلاستیکی است.

we need to transport 50 kilotonnes of goods to the warehouse.

ما باید 50 هزار تن کالا را به انبار منتقل کنیم.

the report indicated a surplus of 12 kilotonnes in inventory.

گزارش نشان داد که موجودی 12 هزار تن مازاد است.

they achieved a reduction of 8 kilotonnes in waste production.

آنها به کاهش 8 هزار تن در تولید زباله دست یافتند.

the company invested in technology to save 3 kilotonnes of energy.

شرکت برای صرفه‌جویی در مصرف انرژی 3 هزار تن در فناوری سرمایه‌گذاری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید