kindreds

[ایالات متحده]/'kɪndrɪd/
[بریتانیا]/'kɪndrəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از همان نوع؛ از همان خانواده؛ از رابطه خونی
n. یک رابطه خانوادگی؛ یک خانواده؛ شباهت.

عبارات و ترکیب‌ها

kindred spirits

روحانی همدل

kindred souls

روح همدل

kindred family

خانواده همدل

kindred bond

پیوند همدلی

kindred love

عشق همدلانه

kindred spirit

روح همدل

جملات نمونه

They are kindred spirits, always understanding each other without saying a word.

آنها ارواح همزاد هستند، همیشه بدون گفتن حرفی، یکدیگر را درک می‌کنند.

The two families are kindred, sharing many traditions and values.

دو خانواده خویشاوند هستند، آداب و رسوم و ارزش‌های زیادی را با هم به اشتراک می‌گذارند.

She felt a kindred connection with the author after reading his book.

او پس از خواندن کتابش، ارتباطی همزاد با نویسنده احساس کرد.

Kindred souls often find each other in unexpected places.

ارواح همزاد اغلب در مکان‌های غیرمنتظره یکدیگر را پیدا می‌کنند.

The two artists have a kindred style in their paintings.

دو هنرمند در نقاشی‌های خود سبکی همسان دارند.

They discovered a kindred love for hiking and outdoor adventures.

آنها عشق همزادی برای پیاده‌روی و ماجراجویی‌های فضای باز کشف کردند.

The kindred bond between siblings is unbreakable.

پیوند همزادی بین خواهر و برادر غیرقابل شکست است.

Kindred spirits can often finish each other's sentences.

ارواح همزاد اغلب می‌توانند جملات یکدیگر را کامل کنند.

She found a kindred spirit in her new coworker who shared her passion for music.

او در همکار جدیدش که اشتیاق او به موسیقی را داشت، روحی همزاد یافت.

The two countries have a kindred history of struggle for independence.

دو کشور تاریخچه‌ای همسان از مبارزه برای استقلال دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید