kinesics

[ایالات متحده]/kɪˈnɪsɪks/
[بریتانیا]/kɪˈniːsɪks/

ترجمه

n. مطالعه حرکت بدن یا زبان بدن؛ رشته‌ای که حرکات و وضعیت‌ها را مطالعه می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

nonverbal kinesics

حرکات غیرکلامی

kinesics analysis

تجزیه و تحلیل حرکات

kinesics cues

ن signals حرکتی

kinesics communication

ارتباط غیرکلامی

kinesics signals

ن signals حرکتی

kinesics behavior

رفتار حرکتی

kinesics gestures

حرکات نمایشی

kinesics research

تحقیقات حرکتی

kinesics theory

نظریه حرکتی

kinesics context

زمینه حرکتی

جملات نمونه

understanding kinesics can improve your communication skills.

درک سینتیک می‌تواند مهارت‌های ارتباطی شما را بهبود بخشد.

kinesics includes gestures, facial expressions, and posture.

سینتیک شامل حرکات، عبارات چهره و وضعیت بدنی است.

in kinesics, eye contact plays a crucial role.

در سینتیک، تماس چشمی نقش مهمی ایفا می‌کند.

different cultures interpret kinesics differently.

فرهنگ‌های مختلف سینتیک را به گونه‌ای متفاوت تفسیر می‌کنند.

effective kinesics can enhance your presentation.

سینتیک مؤثر می‌تواند ارائه شما را بهبود بخشد.

she studied kinesics to better understand human behavior.

او سینتیک را مطالعه کرد تا رفتار انسان را بهتر درک کند.

kinesics can reveal a person's true feelings.

سینتیک می‌تواند احساسات واقعی یک شخص را آشکار کند.

teachers often use kinesics to engage students.

معلمان اغلب از سینتیک برای تعامل با دانش‌آموزان استفاده می‌کنند.

body language is an important aspect of kinesics.

زبان بدن جنبه مهمی از سینتیک است.

he is an expert in kinesics and nonverbal communication.

او یک متخصص در سینتیک و ارتباط غیرکلامی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید