kinesiology

[ایالات متحده]/ˌkɪnɪˈzɪələdʒi/
[بریتانیا]/ˌkɪnɪˈzɪɑːlədʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه حرکت بدن؛ علم حرکت انسان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

kinesiology studies

مطالعات علوم حرکتی

kinesiology therapy

درمان‌ های علوم حرکتی

kinesiology techniques

تکنیک‌های علوم حرکتی

kinesiology principles

اصول علوم حرکتی

kinesiology assessment

ارزیابی علوم حرکتی

kinesiology applications

کاربردهای علوم حرکتی

kinesiology education

آموزش علوم حرکتی

kinesiology research

تحقیقات علوم حرکتی

kinesiology practices

روش‌های علوم حرکتی

kinesiology methods

روش‌های علوم حرکتی

جملات نمونه

kinesiology is the study of body movement.

تحریک شناسی مطالعه حرکت بدن است.

many athletes benefit from kinesiology techniques.

بسیاری از ورزشکاران از تکنیک های تحریک شناسی بهره مند می شوند.

kinesiology can help improve physical performance.

تحریک شناسی می تواند به بهبود عملکرد بدنی کمک کند.

she decided to major in kinesiology at university.

او تصمیم گرفت در دانشگاه رشته تحریکی شناسی را انتخاب کند.

kinesiology involves both science and practical application.

تحریک شناسی شامل هم علم و هم کاربرد عملی است.

understanding kinesiology is essential for physical therapists.

درک تحریک شناسی برای فیزیوتراپ ها ضروری است.

kinesiology helps in injury prevention and rehabilitation.

تحریک شناسی در پیشگیری و توانبخشی آسیب کمک می کند.

courses in kinesiology cover anatomy and biomechanics.

دروس تحریک شناسی شامل آناتومی و بیومکانیک است.

she uses kinesiology to assess her clients' needs.

او از تحریک شناسی برای ارزیابی نیازهای مشتریان خود استفاده می کند.

kinesiology is important for understanding human movement.

تحریک شناسی برای درک حرکت انسان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید