drug kingpins
بارونهای مواد مخدر
crime kingpins
بارونهای جنایتکار
kingpins network
شبکه بارونها
kingpins operation
عملیات بارونها
kingpins arrest
دستگیری بارونها
kingpins hierarchy
ساختار سلسله مراتبی بارونها
kingpins involvement
درگیری بارونها
kingpins syndicate
سندیکای بارونها
kingpins influence
نفوذ بارونها
kingpins control
کنترل بارونها
the kingpins of the operation were finally apprehended.
رهبران عملیات سرانجام دستگیر شدند.
many believe that the kingpins control the entire drug trade.
بسیاری معتقدند که رهبران تجارت مواد مخدر را به طور کامل کنترل می کنند.
the police are trying to dismantle the network of kingpins.
پلیس در تلاش است تا شبکه رهبران را از هم بپاشاند.
kingpins often hide behind legitimate businesses.
رهبران اغلب پشت مشاغل قانونی پنهان می شوند.
law enforcement is focused on taking down the kingpins.
نیروی انتظامی بر سرنگونی رهبران متمرکز است.
kingpins are known for their ruthless tactics.
رهبران به دلیل تاکتیک های بی رحمانه خود مشهور هستند.
they are believed to be the kingpins of the illegal gambling ring.
آنها معتقدند که رهبران باند قمار غیرقانونی هستند.
investigators are tracing the money back to the kingpins.
تحقیقات پول را به رهبران ردیابی می کند.
the kingpins orchestrated the entire plan from behind the scenes.
رهبران کل طرح را از پشت صحنه سازماندهی کردند.
authorities are cracking down on the kingpins of organized crime.
مقامات در حال سرکوب رهبران جنایت سازمان یافته هستند.
drug kingpins
بارونهای مواد مخدر
crime kingpins
بارونهای جنایتکار
kingpins network
شبکه بارونها
kingpins operation
عملیات بارونها
kingpins arrest
دستگیری بارونها
kingpins hierarchy
ساختار سلسله مراتبی بارونها
kingpins involvement
درگیری بارونها
kingpins syndicate
سندیکای بارونها
kingpins influence
نفوذ بارونها
kingpins control
کنترل بارونها
the kingpins of the operation were finally apprehended.
رهبران عملیات سرانجام دستگیر شدند.
many believe that the kingpins control the entire drug trade.
بسیاری معتقدند که رهبران تجارت مواد مخدر را به طور کامل کنترل می کنند.
the police are trying to dismantle the network of kingpins.
پلیس در تلاش است تا شبکه رهبران را از هم بپاشاند.
kingpins often hide behind legitimate businesses.
رهبران اغلب پشت مشاغل قانونی پنهان می شوند.
law enforcement is focused on taking down the kingpins.
نیروی انتظامی بر سرنگونی رهبران متمرکز است.
kingpins are known for their ruthless tactics.
رهبران به دلیل تاکتیک های بی رحمانه خود مشهور هستند.
they are believed to be the kingpins of the illegal gambling ring.
آنها معتقدند که رهبران باند قمار غیرقانونی هستند.
investigators are tracing the money back to the kingpins.
تحقیقات پول را به رهبران ردیابی می کند.
the kingpins orchestrated the entire plan from behind the scenes.
رهبران کل طرح را از پشت صحنه سازماندهی کردند.
authorities are cracking down on the kingpins of organized crime.
مقامات در حال سرکوب رهبران جنایت سازمان یافته هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید