operatives

[ایالات متحده]/ˈɒpərətɪvz/
[بریتانیا]/ˈɑːpəˌrətɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارگران؛ به ویژه کارگران دستی؛ نمایندگان؛ به ویژه کارمندان دولتی

عبارات و ترکیب‌ها

field operatives

عملاگران میدانی

intelligence operatives

عملاگران اطلاعاتی

covert operatives

عملاگران مخفی

special operatives

عملاگران ویژه

undercover operatives

عملاگران نفوذی

military operatives

عملاگران نظامی

security operatives

عملاگران امنیتی

local operatives

عملاگران محلی

trained operatives

عملاگران آموزش‌دیده

field-based operatives

عملاگران مبتنی بر منطقه

جملات نمونه

the operatives worked undercover to gather intelligence.

اپراتورها به صورت مخفیانه برای جمع‌آوری اطلاعات کار می‌کردند.

our operatives are trained in various surveillance techniques.

اپراتورهای ما در تکنیک‌های مختلف نظارتی آموزش دیده‌اند.

the operatives successfully completed their mission.

اپراتورها با موفقیت مأموریت خود را به پایان رساندند.

he was one of the best operatives in the agency.

او یکی از بهترین اپراتورها در سازمان بود.

operatives often face dangerous situations in the field.

اپراتورها اغلب با موقعیت‌های خطرناک در صحنه مواجه می‌شوند.

the operatives coordinated their actions with precision.

اپراتورها اقدامات خود را با دقت هماهنگ کردند.

she briefed the operatives before the operation began.

او قبل از شروع عملیات، اپراتورها را مطلع کرد.

operatives must always maintain a low profile.

اپراتورها همیشه باید یک پروفایل پایین را حفظ کنند.

the team of operatives was deployed to the area.

تیم اپراتورها برای استقرار در منطقه اعزام شد.

operatives use advanced technology to communicate securely.

اپراتورها از فناوری پیشرفته برای برقراری ارتباط امن استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید