field operatives
عملاگران میدانی
intelligence operatives
عملاگران اطلاعاتی
covert operatives
عملاگران مخفی
special operatives
عملاگران ویژه
undercover operatives
عملاگران نفوذی
military operatives
عملاگران نظامی
security operatives
عملاگران امنیتی
local operatives
عملاگران محلی
trained operatives
عملاگران آموزشدیده
field-based operatives
عملاگران مبتنی بر منطقه
the operatives worked undercover to gather intelligence.
اپراتورها به صورت مخفیانه برای جمعآوری اطلاعات کار میکردند.
our operatives are trained in various surveillance techniques.
اپراتورهای ما در تکنیکهای مختلف نظارتی آموزش دیدهاند.
the operatives successfully completed their mission.
اپراتورها با موفقیت مأموریت خود را به پایان رساندند.
he was one of the best operatives in the agency.
او یکی از بهترین اپراتورها در سازمان بود.
operatives often face dangerous situations in the field.
اپراتورها اغلب با موقعیتهای خطرناک در صحنه مواجه میشوند.
the operatives coordinated their actions with precision.
اپراتورها اقدامات خود را با دقت هماهنگ کردند.
she briefed the operatives before the operation began.
او قبل از شروع عملیات، اپراتورها را مطلع کرد.
operatives must always maintain a low profile.
اپراتورها همیشه باید یک پروفایل پایین را حفظ کنند.
the team of operatives was deployed to the area.
تیم اپراتورها برای استقرار در منطقه اعزام شد.
operatives use advanced technology to communicate securely.
اپراتورها از فناوری پیشرفته برای برقراری ارتباط امن استفاده میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید