wearing a kippah
پوشیدن یک کپه
new kippah
کپه جدید
lost kippah
کپه از دست رفته
my kippah
کپه من
had kippahs
کپههایی داشت
showed kippah
کپه نشان داد
black kippah
کپه سیاه
white kippah
کپه سفید
kippah design
طراحی کپه
found kippah
کپه پیدا شده
he adjusted his kippah before entering the synagogue.
او قبل از ورود به مسیحیت خود گوشی خود را تنظیم کرد.
many young men proudly wear a kippah as a sign of their faith.
بسیاری از جوانان با افتخار گوشی را به عنوان نشانه ای از باور خود پوشیده اند.
the kippah, a traditional head covering, is required in orthodox synagogues.
گوشی، یک پوشش سر سنتی است که در مسیحیت های اورتودوکس مورد نیاز است.
she noticed the intricate embroidery on his kippah.
او تزیینات پیچیده روی گوشی او را متوجه شد.
he purchased a new kippah with a vibrant blue design.
او یک گوشی جدید با طراحی آبی زنده خرید.
the rabbi encouraged everyone to wear a kippah out of respect.
رabinet به همه تشویق کرد تا به دلیل احترام یک گوشی بپوشند.
a plain black kippah is a common sight in many jewish communities.
یک گوشی سیاه ساده در بسیاری از جوامع یهودی دیده می شود.
he carefully cleaned his kippah before the sabbath.
او با دقت گوشی خود را قبل از شامهای کنسولی تمیز کرد.
the boy proudly showed off his new kippah to his friends.
پسر با افتخار گوشی جدید خود را به دوستانش نشان داد.
some men choose to wear a knitted kippah for comfort.
برخی مردان برای راحتی یک گوشی بافته را انتخاب می کنند.
the kippah served as a reminder of his jewish identity.
گوشی به عنوان یادآور هویت یهودی او عمل کرد.
he forgot his kippah and had to return home to get it.
او گوشی خود را فراموش کرد و باید به خانه بازگشت تا آن را بگیرد.
wearing a kippah
پوشیدن یک کپه
new kippah
کپه جدید
lost kippah
کپه از دست رفته
my kippah
کپه من
had kippahs
کپههایی داشت
showed kippah
کپه نشان داد
black kippah
کپه سیاه
white kippah
کپه سفید
kippah design
طراحی کپه
found kippah
کپه پیدا شده
he adjusted his kippah before entering the synagogue.
او قبل از ورود به مسیحیت خود گوشی خود را تنظیم کرد.
many young men proudly wear a kippah as a sign of their faith.
بسیاری از جوانان با افتخار گوشی را به عنوان نشانه ای از باور خود پوشیده اند.
the kippah, a traditional head covering, is required in orthodox synagogues.
گوشی، یک پوشش سر سنتی است که در مسیحیت های اورتودوکس مورد نیاز است.
she noticed the intricate embroidery on his kippah.
او تزیینات پیچیده روی گوشی او را متوجه شد.
he purchased a new kippah with a vibrant blue design.
او یک گوشی جدید با طراحی آبی زنده خرید.
the rabbi encouraged everyone to wear a kippah out of respect.
رabinet به همه تشویق کرد تا به دلیل احترام یک گوشی بپوشند.
a plain black kippah is a common sight in many jewish communities.
یک گوشی سیاه ساده در بسیاری از جوامع یهودی دیده می شود.
he carefully cleaned his kippah before the sabbath.
او با دقت گوشی خود را قبل از شامهای کنسولی تمیز کرد.
the boy proudly showed off his new kippah to his friends.
پسر با افتخار گوشی جدید خود را به دوستانش نشان داد.
some men choose to wear a knitted kippah for comfort.
برخی مردان برای راحتی یک گوشی بافته را انتخاب می کنند.
the kippah served as a reminder of his jewish identity.
گوشی به عنوان یادآور هویت یهودی او عمل کرد.
he forgot his kippah and had to return home to get it.
او گوشی خود را فراموش کرد و باید به خانه بازگشت تا آن را بگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید