kippered herring
ه Herring دودی
kippered salmon
سالمون دودی
kippered mackerel
ساردین دودی
kippered fish
ماهی دودی
kippered snack
میانوعده دودی
kippered fillets
فیلههای دودی
kippered spread
اسپرد دودی
kippered meal
وعده غذایی دودی
kippered breakfast
صبحانه دودی
kippered toast
نان تست دودی
she enjoyed a breakfast of kippered herring.
او از خوردن صبحانه هرینگ دودی لذت برد.
the kippered fish was served with toast.
ماهی دودی همراه با تست سرو شد.
he bought kippered salmon for the party.
او سالمون دودی برای مهمانی خرید.
they often have kippered snacks during camping.
آنها اغلب در هنگام کمپینگ میان وعده های دودی دارند.
the recipe called for kippered mackerel.
دستور غذا خواستار ماهی دودی بود.
she prefers kippered fish over fresh options.
او ترجیح می دهد ماهی دودی را نسبت به گزینه های تازه.
he learned how to prepare kippered cod.
او یاد گرفت چگونه ماهی دودی را آماده کند.
kippered herring is a traditional breakfast dish.
هرینگ دودی یک غذای سنتی صبحانه است.
they served kippered fish with a side salad.
آنها ماهی دودی را با یک سالاد همراه سرو کردند.
he enjoyed kippered fish with lemon and herbs.
او از خوردن ماهی دودی با لیمو و گیاهان لذت برد.
kippered herring
ه Herring دودی
kippered salmon
سالمون دودی
kippered mackerel
ساردین دودی
kippered fish
ماهی دودی
kippered snack
میانوعده دودی
kippered fillets
فیلههای دودی
kippered spread
اسپرد دودی
kippered meal
وعده غذایی دودی
kippered breakfast
صبحانه دودی
kippered toast
نان تست دودی
she enjoyed a breakfast of kippered herring.
او از خوردن صبحانه هرینگ دودی لذت برد.
the kippered fish was served with toast.
ماهی دودی همراه با تست سرو شد.
he bought kippered salmon for the party.
او سالمون دودی برای مهمانی خرید.
they often have kippered snacks during camping.
آنها اغلب در هنگام کمپینگ میان وعده های دودی دارند.
the recipe called for kippered mackerel.
دستور غذا خواستار ماهی دودی بود.
she prefers kippered fish over fresh options.
او ترجیح می دهد ماهی دودی را نسبت به گزینه های تازه.
he learned how to prepare kippered cod.
او یاد گرفت چگونه ماهی دودی را آماده کند.
kippered herring is a traditional breakfast dish.
هرینگ دودی یک غذای سنتی صبحانه است.
they served kippered fish with a side salad.
آنها ماهی دودی را با یک سالاد همراه سرو کردند.
he enjoyed kippered fish with lemon and herbs.
او از خوردن ماهی دودی با لیمو و گیاهان لذت برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید