kippered

[ایالات متحده]/ˈkɪpəd/
[بریتانیا]/ˈkɪpərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دودی یا درمان شده (اشاره به سالمون یا هیرینگ نمک‌زده)

عبارات و ترکیب‌ها

kippered herring

ه Herring دودی

kippered salmon

سالمون دودی

kippered mackerel

ساردین دودی

kippered fish

ماهی دودی

kippered snack

میان‌وعده دودی

kippered fillets

فیله‌های دودی

kippered spread

اسپرد دودی

kippered meal

وعده غذایی دودی

kippered breakfast

صبحانه دودی

kippered toast

نان تست دودی

جملات نمونه

she enjoyed a breakfast of kippered herring.

او از خوردن صبحانه هرینگ دودی لذت برد.

the kippered fish was served with toast.

ماهی دودی همراه با تست سرو شد.

he bought kippered salmon for the party.

او سالمون دودی برای مهمانی خرید.

they often have kippered snacks during camping.

آنها اغلب در هنگام کمپینگ میان وعده های دودی دارند.

the recipe called for kippered mackerel.

دستور غذا خواستار ماهی دودی بود.

she prefers kippered fish over fresh options.

او ترجیح می دهد ماهی دودی را نسبت به گزینه های تازه.

he learned how to prepare kippered cod.

او یاد گرفت چگونه ماهی دودی را آماده کند.

kippered herring is a traditional breakfast dish.

هرینگ دودی یک غذای سنتی صبحانه است.

they served kippered fish with a side salad.

آنها ماهی دودی را با یک سالاد همراه سرو کردند.

he enjoyed kippered fish with lemon and herbs.

او از خوردن ماهی دودی با لیمو و گیاهان لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید