kippering

[ایالات متحده]/ˈkɪpərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɪpərɪŋ/

ترجمه

n. ماهی درمان شده؛ مرد؛ (Kipper) نام خانوادگی؛ نام خانوادگی به زبان آلمانی، فرانسوی، روسی؛ نام خانوادگی به زبان انگلیسی
vt. درمان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

kippering fish

ماهی کیپرینگ

kippering method

روش کیپرینگ

kippering process

فرآیند کیپرینگ

kippering technique

تکنیک کیپرینگ

kippering style

سبک کیپرینگ

kippering salmon

سالمون کیپرینگ

kippering herring

هرینگ کیپرینگ

kippering recipe

دستورالعمل کیپرینگ

kippering flavor

طعم کیپرینگ

جملات نمونه

kippering fish is a traditional method of preservation.

ماهیت‌گیری ماهی یک روش سنتی نگهداری است.

they are kippering the herring for the winter.

آنها در حال ماهیگیری هرینگ برای زمستان هستند.

kippering can enhance the flavor of the fish.

ماهیگیری می‌تواند طعم ماهی را افزایش دهد.

she learned the art of kippering from her grandmother.

او هنر ماهیگیری را از مادربزرگش یاد گرفت.

after kippering, the fish can be stored for months.

پس از ماهیگیری، ماهی را می‌توان برای ماه‌ها نگهداری کرد.

he enjoys kippering as a hobby during weekends.

او از ماهیگیری به عنوان یک سرگرمی در آخر هفته‌ها لذت می‌برد.

the kippering process involves smoking the fish over wood chips.

فرآیند ماهیگیری شامل دود کردن ماهی روی تراشه‌های چوب است.

many people prefer kippering to freezing for preservation.

بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند ماهیگیری را به جای نگهداری در فریزر برای حفظ.

kippering adds a unique taste to the fish dishes.

ماهیگیری طعم منحصر به فردی به غذاهای ماهی می‌دهد.

they sell kippering supplies at the local market.

آنها لوازم ماهیگیری را در بازار محلی می‌فروشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید