kishke

[ایالات متحده]/ˈkɪʃki/
[بریتانیا]/ˈkɪʃki/

ترجمه

n. درم؛ سوسیس یهودی
Word Forms
جمعkishkes

عبارات و ترکیب‌ها

kishke soup

سوپ کیشکه

kishke filling

مواد پر کننده کیشکه

kishke recipe

دستور العمل کیشکه

kishke dish

غذا کیشکه

kishke lovers

عاشقان کیشکه

kishke roll

رول کیشکه

kishke flavor

طعم کیشکه

kishke style

سبک کیشکه

kishke platter

سینی کیشکه

kishke lovers' dinner

شام عاشقان کیشکه

جملات نمونه

my grandmother makes delicious kishke for family gatherings.

مادربزرگم برای دورهمی‌های خانوادگی کیشکه خوشمزه درست می‌کند.

kishke is often served as a side dish during jewish holidays.

کیشکه اغلب به عنوان غذای جانبی در اعیاد یهودی سرو می‌شود.

we enjoyed a hearty meal that included kishke and brisket.

ما از یک وعده غذایی مقوی که شامل کیشکه و گوشت کبابی بود لذت بردیم.

learning how to prepare kishke takes some practice.

یادگیری نحوه تهیه کیشکه نیاز به تمرین دارد.

many people love the rich flavor of homemade kishke.

بسیاری از افراد عاشق طعم غنی کیشکه خانگی هستند.

kishke can be made with various fillings, depending on the recipe.

کیشکه را می‌توان با مواد پرکننده مختلف تهیه کرد، بسته به دستور غذا.

at the deli, you can find kishke ready to take home.

در دلی، می‌توانید کیشکه را آماده بردن به خانه پیدا کنید.

during passover, kishke is a traditional dish for many families.

در طول عيد پسح، کیشکه یک غذای سنتی برای بسیاری از خانواده‌ها است.

she shared her grandmother's secret recipe for making kishke.

او دستور پنهانی مادربزرگش برای درست کردن کیشکه را به اشتراک گذاشت.

he prefers kishke over other side dishes at the dinner table.

او ترجیح می‌دهد کیشکه را به جای سایر غذاهای جانبی در سفره غذا خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید