kitbag

[ایالات متحده]/'kitbæɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیف سفر، چمدان، کوله پشتی.
Word Forms
جمعkitbags

عبارات و ترکیب‌ها

military kitbag

کیفیتش نظامی

travel kitbag

کیفیتش سفر

جملات نمونه

Multi purpose LV hand bag ( i.e.Slope , Hand pull &Kitbag) .Attached the LV shop invoice and guarantee the bag is true .Theleather not yet to change the honey colour.Payment terms : contact by e-mail.

کیف دستی چند منظوره LV (به عنوان مثال، شیب، دسته و کیف حمل). فاکتور فروشگاه LV پیوست شده و تضمین می‌کند که کیف واقعی است. چرم هنوز به رنگ عسل تغییر نکرده است. شرایط پرداخت: با ایمیل تماس بگیرید.

نمونه‌های واقعی

I’ll soon pack up some food in the kitbag.

من به زودی مقداری غذا در کیف وسایل بردارم.

منبع: 05 Five Go Off in a Caravan

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید