kittee

[ایالات متحده]/ˈkɪti/
[بریتانیا]/ˈkɪti/

ترجمه

n. یک گربه جوان
Word Forms
جمعkittees

عبارات و ترکیب‌ها

cute kittee

کیتی گوشه دار

sleeping kittee

کیتی در حال خواب

poor kittee

کیتی بی‌خوش

feed the kittee

کیتی را غذا ده

play with kittee

با کیتی بازی کن

my kittee

کیتی من

kittee food

غذای کیتی

kittee litter

لیتر کیتی

kittee toys

اوقات بازی کیتی

kittee bed

خوابگاه کیتی

جملات نمونه

the kittee curled up on the soft blanket.

کتی گردن خم کرده و روی پتوی نرم خوابید.

she adopted a tiny kittee from the shelter.

او یک کتی کوچک را از مراکز پرورش حیوانات به دست آورد.

the kittee played with a ball of yarn.

کتی با یک توپ نخ بازی کرد.

our kittee loves to chase laser pointers.

کتی ما دوست دارد نور لیزر را دنبال کند.

the kittee meowed softly at the food bowl.

کتی به آرامی در کاسه غذا فریاد زد.

they bought a new scratching post for their kittee.

آنها برای کتی خود یک پایه جدید برای خراشیدن خریدند.

the kittee fell asleep on the windowsill.

کتی روی پنجره خوابید.

a stray kittee wandered into our garden.

یک کتی بی‌خانمان در گیاهان ما گردید.

the kittee's first vaccination was today.

اولین واکسیناسیون کتی امروز بود.

we introduced the new kittee to our older cat.

ما کتی جدید را با گربه‌ی قدیمی‌تر ما معرفی کردیم.

the kittee purred contentedly on my lap.

کتی با خوشحالی روی لپ‌م من فریاد زد.

our kittee hides under the bed when scared.

کتی ما وقتی می‌ترسید زیر تخت پنهان می‌شود.

the kittee learned to use the litter box quickly.

کتی به سرعت یاد گرفت که از گالن استفاده کند.

the kittee knocked over the vase while playing.

کتی در حال بازی، جارو را بر پایه‌ی آن گذاشت.

we gave the kittee a warm bath this morning.

ما امروز صبح کتی را با یک حمام گرم شستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید