kiwi

[ایالات متحده]/'kiːwiː/
[بریتانیا]/'kiwi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرنده‌ای بدون پرواز بومی نیوزیلند؛ فردی از نیوزیلند؛ عضو تیم زمینی

عبارات و ترکیب‌ها

Kiwi fruit

میوه کیوی

جملات نمونه

kiwis are virtually extinct in the wild .

کیوی ها در طبیعت تقریباً منقرض شده اند.

the vestigial wings of kiwis are entirely hidden.

بال‌های غیرقابل استفاده کیوی‌ها کاملاً پنهان هستند.

Palate: Zesty flavors aromas of tropical fruit such as kiwi, gooseberry, pineapples and mangos with a hint of grassiness are complemented by creamy citrus notes.

طعم: طعم‌های تند و معطر میوه‌های استوایی مانند کیوی، زغال اختاپانی، آناناس و گواوا با کمی طعم علفی با نت‌های مرکبات خامه‌ای تکمیل می‌شوند.

Photo Gallery: New Zealand On this young Kiwi, or New Zealander, temporary body paint takes the form of Maori tattoos, or ta moko.

گالری عکس: نیوزیلند در این کیوی جوان یا نیوزیلندی، رنگ‌آمیزی بدن موقت به شکل خالکوبی‌های مائوری یا تا موکو است.

I love eating kiwi fruit for breakfast.

من عاشق خوردن میوه کیوی برای صبحانه هستم.

She bought a basket of kiwis at the market.

او یک سبد کیوی در بازار خرید.

Kiwi is a rich source of vitamin C.

کیوی منبع غنی ویتامین C است.

The kiwi bird is native to New Zealand.

مرغ کیوی بومی نیوزیلند است.

I added some sliced kiwi to my salad.

من مقداری کیوی خرد شده به سالاد خود اضافه کردم.

Kiwi is known for its fuzzy brown skin.

کیوی به خاطر پوست قهوه‌ای و پشمالوی خود شناخته شده است.

She made a delicious kiwi smoothie.

او یک اسموتی کیوی خوشمزه درست کرد.

The kiwi fruit has a sweet and tangy flavor.

میوه کیوی طعم شیرین و ترش دارد.

He planted a kiwi vine in his backyard.

او یک تاک کیوی در حیاط پشتی خود کاشت.

Do you prefer green or gold kiwi?

آیا شما کیوی سبز یا طلایی را ترجیح می دهید؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید