kkk

[ایالات متحده]/kɛə kɛə kɛə/
[بریتانیا]/kɛr kɛr kɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. کوکلکلن (اختصار)
n. کوکلکلن؛ یک گروه سازمانی سفیدپوش در ایالات متحده
شکل‌های واژه
جمعkkks

جملات نمونه

the detective uncovered a link between the suspect and the kkk.

دزدی ارتباطی بین مشکوک و ک.ک.ک. کشف کرد.

historians study the kkk to understand the history of racism.

تاریخ‌دانان ک.ک.ک. را مطالعه می‌کنند تا تاریخ راسизм را درک کنند.

the rise of the kkk in the 1920s was a dark chapter.

ظهور ک.ک.ک. در دهه 1920 یک فصل تاریک بود.

fbi files contain extensive documentation on the kkk.

فایل‌های اف.بی.ای مدارک گسترده‌ای درباره ک.ک.ک. دارند.

she gasped when she saw the kkk burning a cross nearby.

او با شوک واکنش نشان داد وقتی دید ک.ک.ک. یک علامت مسیحی را در نزدیکی می‌سوزاند.

membership in the kkk is a matter of public record.

عضویت در ک.ک.ک. یک مورد ثبت‌شده در سوابق عمومی است.

the kkk was founded by confederate veterans in tennessee.

ک.ک.ک. توسط بازماندگان جنگ داخلی در تنسی تأسیس شد.

activists gathered to protest the kkk rally downtown.

فعالان جمع شدند تا به تجمع ک.ک.ک. در مرکز شهر اعتراض کنند.

the kkk uses white hoods to hide their identities.

ک.ک.ک. از کلاه‌های سفید برای پنهان کردن هویت‌هایشان استفاده می‌کند.

a whistleblower revealed the politician's ties to the kkk.

یک گزارش‌دهنده ارتباطات سیاستمدار با ک.ک.ک. را آشکار کرد.

the film portrays the kkk as a terrorist organization.

فیلم ک.ک.ک. را به عنوان یک سازمان تروریستی نمایش می‌دهد.

they printed pamphlets to expose local kkk activity.

آن‌ها فلیترهایی چاپ کردند تا فعالیت‌های محلی ک.ک.ک. را آشکار کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید