speed 100 kmph
سرعت 100 کیلومتر در ساعت
drive 60 kmph
رانندگی با سرعت 60 کیلومتر در ساعت
limit 80 kmph
محدودیت سرعت 80 کیلومتر در ساعت
travel 120 kmph
سفر با سرعت 120 کیلومتر در ساعت
run 50 kmph
دویدن با سرعت 50 کیلومتر در ساعت
average 70 kmph
متوسط سرعت 70 کیلومتر در ساعت
accelerate 90 kmph
شتاب گرفتن با سرعت 90 کیلومتر در ساعت
decelerate 40 kmph
کاهش سرعت به 40 کیلومتر در ساعت
cruise 110 kmph
گردش با سرعت 110 کیلومتر در ساعت
maintain 30 kmph
حفظ سرعت 30 کیلومتر در ساعت
the car was speeding at 120 kmph on the highway.
خودرو با سرعت 120 کیلومتر در ساعت در بزرگراه در حال حرکت بود.
the speed limit is set at 80 kmph in this zone.
حد سرعت در این منطقه 80 کیلومتر در ساعت تعیین شده است.
he drove his motorcycle at a thrilling 150 kmph.
او موتورسیکلش را با سرعت 150 کیلومتر در ساعت با هیجان راند.
the train travels at an average speed of 200 kmph.
قطار با سرعت متوسط 200 کیلومتر در ساعت حرکت میکند.
she was caught driving at 90 kmph in a 50 kmph zone.
او در حال رانندگی با سرعت 90 کیلومتر در ساعت در منطقهای با محدودیت سرعت 50 کیلومتر در ساعت دستگیر شد.
the aircraft ascended to cruising speed of 800 kmph.
هواپیما به سرعت کروز 800 کیلومتر در ساعت رسید.
they measured the wind speed at 60 kmph during the storm.
آنها سرعت باد را در طول طوفان 60 کیلومتر در ساعت اندازهگیری کردند.
the cyclist maintained a steady pace of 25 kmph.
دوچرخه سوار سرعت ثابت 25 کیلومتر در ساعت را حفظ کرد.
the car's speedometer indicated a speed of 140 kmph.
سرعتسنج خودرو نشان داد که سرعت 140 کیلومتر در ساعت است.
to reach the destination on time, we need to travel at 100 kmph.
برای رسیدن به موقع به مقصد، باید با سرعت 100 کیلومتر در ساعت سفر کنیم.
speed 100 kmph
سرعت 100 کیلومتر در ساعت
drive 60 kmph
رانندگی با سرعت 60 کیلومتر در ساعت
limit 80 kmph
محدودیت سرعت 80 کیلومتر در ساعت
travel 120 kmph
سفر با سرعت 120 کیلومتر در ساعت
run 50 kmph
دویدن با سرعت 50 کیلومتر در ساعت
average 70 kmph
متوسط سرعت 70 کیلومتر در ساعت
accelerate 90 kmph
شتاب گرفتن با سرعت 90 کیلومتر در ساعت
decelerate 40 kmph
کاهش سرعت به 40 کیلومتر در ساعت
cruise 110 kmph
گردش با سرعت 110 کیلومتر در ساعت
maintain 30 kmph
حفظ سرعت 30 کیلومتر در ساعت
the car was speeding at 120 kmph on the highway.
خودرو با سرعت 120 کیلومتر در ساعت در بزرگراه در حال حرکت بود.
the speed limit is set at 80 kmph in this zone.
حد سرعت در این منطقه 80 کیلومتر در ساعت تعیین شده است.
he drove his motorcycle at a thrilling 150 kmph.
او موتورسیکلش را با سرعت 150 کیلومتر در ساعت با هیجان راند.
the train travels at an average speed of 200 kmph.
قطار با سرعت متوسط 200 کیلومتر در ساعت حرکت میکند.
she was caught driving at 90 kmph in a 50 kmph zone.
او در حال رانندگی با سرعت 90 کیلومتر در ساعت در منطقهای با محدودیت سرعت 50 کیلومتر در ساعت دستگیر شد.
the aircraft ascended to cruising speed of 800 kmph.
هواپیما به سرعت کروز 800 کیلومتر در ساعت رسید.
they measured the wind speed at 60 kmph during the storm.
آنها سرعت باد را در طول طوفان 60 کیلومتر در ساعت اندازهگیری کردند.
the cyclist maintained a steady pace of 25 kmph.
دوچرخه سوار سرعت ثابت 25 کیلومتر در ساعت را حفظ کرد.
the car's speedometer indicated a speed of 140 kmph.
سرعتسنج خودرو نشان داد که سرعت 140 کیلومتر در ساعت است.
to reach the destination on time, we need to travel at 100 kmph.
برای رسیدن به موقع به مقصد، باید با سرعت 100 کیلومتر در ساعت سفر کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید