knapweed

[ایالات متحده]/ˈnæpwiːd/
[بریتانیا]/ˈnæpˌwid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی گیاه گلدار در سرده Centaurea، که اغلب در مزارع و دشت‌ها یافت می‌شود؛ نام دیگری برای همان گیاه، که به طور معمول در مناطق مختلف استفاده می‌شود
Word Forms
جمعknapweeds

عبارات و ترکیب‌ها

common knapweed

گونۀ راه‌وار

spotted knapweed

راه‌وار خال‌دار

creeping knapweed

راه‌وار خزنده

knapweed control

کنترل راه‌وار

knapweed invasion

تهاجم راه‌وار

knapweed management

مدیریت راه‌وار

yellow knapweed

راه‌وار زرد

knapweed species

گونه‌های راه‌وار

knapweed removal

حذف راه‌وار

knapweed habitat

زیستگاه راه‌وار

جملات نمونه

knapweed is often found in meadows and fields.

گاوشکن معمولاً در چمنزارها و مزارع یافت می‌شود.

farmers consider knapweed a troublesome weed.

کشاورزان گاوشکن را علفی ناخواسته و مشکل‌ساز می‌دانند.

knapweed can outcompete native plants.

گاوشکن می‌تواند با گیاهان بومی رقابت کند.

many insects are attracted to knapweed flowers.

حشرات زیادی به گل‌های گاوشکن جذب می‌شوند.

controlling knapweed growth is essential for biodiversity.

کنترل رشد گاوشکن برای حفظ تنوع زیستی ضروری است.

knapweed spreads rapidly in disturbed areas.

گاوشکن به سرعت در مناطق مختل شده پخش می‌شود.

herbicides are often used to manage knapweed populations.

برای مدیریت جمعیت گاوشکن اغلب از علف‌کش‌ها استفاده می‌شود.

knapweed can affect livestock grazing patterns.

گاوشکن می‌تواند بر الگوهای چرا دام تأثیر بگذارد.

research is being conducted on knapweed's ecological impact.

تحقیقات در مورد تأثیرات اکولوژیکی گاوشکن در حال انجام است.

people often mistake knapweed for other wildflowers.

افراد اغلب گاوشکن را با سایر گل‌های وحشی اشتباه می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید