knifesmith

[ایالات متحده]/ˈnaɪf.smɪθ/
[بریتانیا]/ˈnaɪf.smɪθ/

ترجمه

n. شخصی که چاقو می‌سازد

عبارات و ترکیب‌ها

skilled knifesmith

صانع چاقوی ماهر

famous knifesmith

صانع چاقوی مشهور

local knifesmith

صانع چاقوی محلی

expert knifesmith

صانع چاقوی متخصص

traditional knifesmith

صانع چاقوی سنتی

crafty knifesmith

صانع چاقوی با استعداد

renowned knifesmith

صانع چاقوی مشهور

village knifesmith

صانع چاقوی دهکده‌ای

talented knifesmith

صانع چاقوی با استعداد

master knifesmith

استاد چاقوسازی

جملات نمونه

the knifesmith crafted a beautiful blade from high-quality steel.

صویره‌ساز چاقو، تيغه‌ای زیبا از فولاد با کیفیت بالا ساخت.

many chefs rely on the expertise of a skilled knifesmith.

بسیاری از سرآشپزها به تخصص یک صویره‌ساز ماهر متکی هستند.

the knifesmith demonstrated his techniques at the local fair.

صویره‌ساز تکنیک‌های خود را در نمایشگاه محلی به نمایش گذاشت.

a good knifesmith understands the balance of a knife.

یک صویره‌ساز خوب، تعادل یک چاقو را می‌فهمد.

he learned the art of knifesmithing from his grandfather.

او هنر صویره‌سازی چاقو را از پدربزرگش آموخت.

the knifesmith's workshop was filled with tools and materials.

کارگاه صویره‌ساز پر از ابزار و مواد بود.

every knifesmith has their own unique style of forging.

هر صویره‌ساز سبک آهنگری خاص خود را دارد.

customers appreciate the craftsmanship of a talented knifesmith.

مشتریان از مهارت یک صویره‌ساز با استعداد قدردانی می‌کنند.

he became a knifesmith after years of apprenticeship.

او پس از سال‌ها کارآموزی به یک صویره‌ساز تبدیل شد.

the knifesmith participated in a competition for the best blade.

صویره‌ساز در مسابقه‌ای برای بهترین تیغه شرکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید