knobkerrie

[ایالات متحده]/ˈnɒbkəri/
[بریتانیا]/ˈnɑːbkəri/

ترجمه

n. نوعی باشگاه یا سلاح با سر گرد؛ سلاح سنتی که توسط برخی قبایل آفریقایی استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

knobkerrie stick

چوب knobkerrie

throw a knobkerrie

پرتاب کردن یک knobkerrie

knobkerrie fight

نبرد knobkerrie

knobkerrie attack

حمله knobkerrie

knobkerrie weapon

سلاح knobkerrie

knobkerrie style

سبک knobkerrie

knobkerrie training

آموزش knobkerrie

knobkerrie fightback

مقابله knobkerrie

knobkerrie combat

درگیری knobkerrie

knobkerrie skills

مهارت های knobkerrie

جملات نمونه

he swung his knobkerrie to scare off the intruders.

او چوبدستی خود را به حرکت درآورد تا مزاحمان را بترساند.

the knobkerrie is a traditional weapon used in many cultures.

چوبدستی یک سلاح سنتی است که در بسیاری از فرهنگ‌ها استفاده می‌شود.

she carried a knobkerrie for protection while hiking.

او در هنگام پیاده‌روی، چوبدستی برای محافظت همراه داشت.

in the museum, there was an exhibit featuring a decorative knobkerrie.

در موزه، بخشی وجود داشت که یک چوبدستی تزئینی را به نمایش می‌گذاشت.

the knobkerrie is often made from wood and decorated with carvings.

چوبدستی اغلب از چوب ساخته می‌شود و با حکاکی‌ها تزئین می‌شود.

he learned to use a knobkerrie from his grandfather.

او نحوه استفاده از چوبدستی را از پدربزرگش یاد گرفت.

during the ceremony, he presented a beautifully crafted knobkerrie.

در طول مراسم، او یک چوبدستی زیبا و خوش‌ساخت ارائه کرد.

knobkerries are sometimes used in traditional dance performances.

چوبدستی‌ها گاهی اوقات در اجراهای رقص سنتی استفاده می‌شوند.

she admired the intricate designs on the knobkerrie.

او به طرح‌های پیچیده روی چوبدستی علاقه داشت.

the knobkerrie symbolizes strength and resilience.

چوبدستی نماد قدرت و تاب‌آوری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید