knockabout

[ایالات متحده]/'nɒkəbaʊt/
[بریتانیا]/'nɑkəbaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خشن و پرصدا، سرگردان به طور بی‌هدف

n. کمدی، قایق کوچک، بی‌خانمان
Word Forms

جملات نمونه

half a dozen warrigal knockabout men, proper tearaway types.

نیم دوزین مردان ناک‌آباتی وارریگال، از نوعی که به هم می‌زنند.

The knockabout humor in the movie had the audience laughing out loud.

طنز ناک‌آباتی در فیلم باعث شد مخاطبان با صدای بلند بخندند.

The children enjoyed the knockabout style of the circus performance.

کودکان از سبک ناک‌آباتی نمایش سیرک لذت بردند.

He is known for his talent as a knockabout actor.

او به خاطر استعدادش به عنوان یک بازیگر ناک‌آباتی شناخته شده است.

The knockabout performance of the clowns entertained the crowd.

اجای ناک‌آباتی سیرک‌بازها، جمعیت را سرگرم کرد.

Their knockabout routine always brings smiles to people's faces.

اجای ناک‌آباتی آن‌ها همیشه لبخند را به چهره مردم می‌آورد.

The knockabout film was a box office hit.

فیلم ناک‌آباتی یک موفقیت گیشه بود.

The actors' knockabout performance added a fun element to the play.

اجای ناک‌آباتی بازیگران، یک عنصر سرگرم‌کننده به نمایش اضافه کرد.

نمونه‌های واقعی

He has a reputation as a knockabout, maverick upstart who took on the mining giants and won.

او به عنوان یک فرد بی‌پروا، نوآور و جوان که با شرکت‌های بزرگ معدن مقابله کرد و پیروز شد، شهرت دارد.

منبع: Financial Times Podcast

Or is this just Westminster knockabout?

یا آیا این فقط یک بازی سیاسی در وست‌مینستر است؟

منبع: Financial Times Podcast

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید