knucklers

[ایالات متحده]/ˈnʌkləz/
[بریتانیا]/ˈnʌklərz/

ترجمه

n.curve توپ آرام (معادل توپ گره); مرمر (نوعی بازی); اپراتور ماشین فشار آب

عبارات و ترکیب‌ها

knucklers up

بالا آوردن knucklers

throw knucklers

پرتاب knucklers

knucklers down

پایین knucklers

knucklers out

بیرون knucklers

hard knucklers

knucklers سخت

knucklers fight

نبرد knucklers

knucklers ready

knucklers آماده

knucklers clash

برخورد knucklers

quick knucklers

knucklers سریع

knucklers raised

knucklers بالا شد

جملات نمونه

knucklers are often used in boxing to protect the hands.

Knucklers اغلب در بوکس برای محافظت از دست‌ها استفاده می‌شوند.

he learned how to throw knucklers in baseball to confuse the batter.

او یاد گرفت که چگونه knucklers را در بیسبال برای گیج کردن ضربه‌زننده پرتاب کند.

knucklers can be tricky to master for new pitchers.

Knucklers می‌توانند برای پرتاب‌کننده‌های جدید یادگیری آن‌ها دشوار باشد.

she practiced throwing knucklers until she perfected her technique.

او تمرین پرتاب knucklers را تا زمانی که تکنیک خود را کامل کرد، ادامه داد.

using knucklers effectively can give players a competitive edge.

استفاده موثر از knucklers می‌تواند به بازیکنان برتری رقابتی بدهد.

in the game, he surprised everyone with his knucklers.

در طول بازی، او همه را با knucklers خود غافلگیر کرد.

knucklers are a popular pitch among seasoned pitchers.

Knucklers یک پرتاب محبوب در بین پرتاب‌کننده‌های باتجربه هستند.

the coach emphasized the importance of mastering knucklers.

مربی بر اهمیت تسلط بر knucklers تاکید کرد.

he watched videos to learn the best knucklers techniques.

او ویدیوها را تماشا کرد تا بهترین تکنیک‌های knucklers را یاد بگیرد.

knucklers can lead to unpredictable outcomes in a game.

Knucklers می‌توانند منجر به نتایج غیرقابل پیش‌بینی در یک بازی شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید