chicken kormas
کرماهاي گوشت مرغ
the kormas
کرماها
delicious kormas
کرماهاي لذیذ
spicy kormas
کرماهاي تند
kormas taste
طعم کرماها
making kormas
تولید کرماها
vegetable kormas
کرماهاي سبزیجات
my kormas
کرماهاي من
these kormas
این کرماها
kormas are
کرماها هستند
the restaurant serves several different kormas, including chicken and lamb varieties.
این رستوران چند نوع کورما مختلف ارائه میدهد، از جمله گوشت مرغ و گوسفند.
she prefers creamy kormas over spicy curries.
او کورماهای شیرین را به جای کری های تند ترجیح میدهد.
we ordered two kormas and some garlic naan bread.
ما دو کورما و چند عدد نان گوجه فرنگی سفارش دادیم.
traditional indian kormas often contain yogurt and cream.
کورماهای هندی سنتی اغلب از یوگورت و شیره استفاده میکنند.
the chef explained that authentic kormas require slow cooking.
شکیف گفت که کورماهای اصیل نیاز به پختن آرام دارند.
many british families enjoy kormas as a friday night tradition.
بیشتر خانوادههای بریتانیایی از کورماها به عنوان یک سنت شب جمعه لذت میبرند.
vegetable kormas are popular among vegetarians.
کورماهای گیاهی در میان گیاهخوران محبوب است.
he learned to cook kormas from his grandmother.
او از پدربزرگش یاد گرفت که چگونه کورما بپزد.
the menu offers mild kormas for those who dislike heat.
منو برای افرادی که گرمی را دوست ندارند، کورماهای ملایم ارائه میدهد.
restaurant kormas typically include almonds and cashews.
کورماهای رستوران معمولاً از گردو و گردوی گردو استفاده میکنند.
i tried making chicken kormas for the first time yesterday.
من دیروز برای نخستین بار سعی کردم کورما گوشت مرغ بپزم.
these kormas taste aromatic and mildly spiced.
این کورماها عطرآور و ملایم م香 هستند.
chicken kormas
کرماهاي گوشت مرغ
the kormas
کرماها
delicious kormas
کرماهاي لذیذ
spicy kormas
کرماهاي تند
kormas taste
طعم کرماها
making kormas
تولید کرماها
vegetable kormas
کرماهاي سبزیجات
my kormas
کرماهاي من
these kormas
این کرماها
kormas are
کرماها هستند
the restaurant serves several different kormas, including chicken and lamb varieties.
این رستوران چند نوع کورما مختلف ارائه میدهد، از جمله گوشت مرغ و گوسفند.
she prefers creamy kormas over spicy curries.
او کورماهای شیرین را به جای کری های تند ترجیح میدهد.
we ordered two kormas and some garlic naan bread.
ما دو کورما و چند عدد نان گوجه فرنگی سفارش دادیم.
traditional indian kormas often contain yogurt and cream.
کورماهای هندی سنتی اغلب از یوگورت و شیره استفاده میکنند.
the chef explained that authentic kormas require slow cooking.
شکیف گفت که کورماهای اصیل نیاز به پختن آرام دارند.
many british families enjoy kormas as a friday night tradition.
بیشتر خانوادههای بریتانیایی از کورماها به عنوان یک سنت شب جمعه لذت میبرند.
vegetable kormas are popular among vegetarians.
کورماهای گیاهی در میان گیاهخوران محبوب است.
he learned to cook kormas from his grandmother.
او از پدربزرگش یاد گرفت که چگونه کورما بپزد.
the menu offers mild kormas for those who dislike heat.
منو برای افرادی که گرمی را دوست ندارند، کورماهای ملایم ارائه میدهد.
restaurant kormas typically include almonds and cashews.
کورماهای رستوران معمولاً از گردو و گردوی گردو استفاده میکنند.
i tried making chicken kormas for the first time yesterday.
من دیروز برای نخستین بار سعی کردم کورما گوشت مرغ بپزم.
these kormas taste aromatic and mildly spiced.
این کورماها عطرآور و ملایم م香 هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید