kotowed to
به سمت رفت
kotowed down
به سمت پایین رفت
kotowed before
قبل از آن رفت
kotowed excessively
به طور بیش از حد رفت
kotowed openly
به طور آشکارا رفت
kotowed willingly
با میل رفت
kotowed silently
به طور خاموش رفت
kotowed completely
به طور کامل رفت
kotowed deeply
به طور عمیق رفت
kotowed submissively
به طور مطیعانه رفت
he kotowed to the authority to gain favor.
او برای جلب توجه به اقتدار تعظیم کرد.
they kotowed in front of the emperor.
آنها در مقابل امپراتور تعظیم کردند.
she felt she had to kotow to the demands of her boss.
او احساس کرد که باید به خواستههای رئیس خود تعظیم کند.
the students were expected to kotow to the traditions of the school.
از دانشجویان انتظار میرفت که به سنتهای مدرسه تعظیم کنند.
he always kotowed to public opinion.
او همیشه به نظر عمومی احترام میگذاشت.
in some cultures, people kotowed as a sign of respect.
در برخی فرهنگها، مردم به عنوان نشانه احترام تعظیم میکنند.
she refused to kotow to societal pressures.
او از تعظیم به فشارهای اجتماعی امتناع کرد.
he was criticized for kotowing to corporate interests.
او به خاطر تعظیم به منافع شرکتی مورد انتقاد قرار گرفت.
the diplomat was seen as someone who kotowed to foreign powers.
دیپلمات به عنوان کسی دیده میشد که به قدرتهای خارجی احترام میگذاشت.
during the ceremony, everyone was required to kotow to the ancestors.
در طول مراسم، از همه انتظار میرفت که به اجداد احترام بگذارند.
kotowed to
به سمت رفت
kotowed down
به سمت پایین رفت
kotowed before
قبل از آن رفت
kotowed excessively
به طور بیش از حد رفت
kotowed openly
به طور آشکارا رفت
kotowed willingly
با میل رفت
kotowed silently
به طور خاموش رفت
kotowed completely
به طور کامل رفت
kotowed deeply
به طور عمیق رفت
kotowed submissively
به طور مطیعانه رفت
he kotowed to the authority to gain favor.
او برای جلب توجه به اقتدار تعظیم کرد.
they kotowed in front of the emperor.
آنها در مقابل امپراتور تعظیم کردند.
she felt she had to kotow to the demands of her boss.
او احساس کرد که باید به خواستههای رئیس خود تعظیم کند.
the students were expected to kotow to the traditions of the school.
از دانشجویان انتظار میرفت که به سنتهای مدرسه تعظیم کنند.
he always kotowed to public opinion.
او همیشه به نظر عمومی احترام میگذاشت.
in some cultures, people kotowed as a sign of respect.
در برخی فرهنگها، مردم به عنوان نشانه احترام تعظیم میکنند.
she refused to kotow to societal pressures.
او از تعظیم به فشارهای اجتماعی امتناع کرد.
he was criticized for kotowing to corporate interests.
او به خاطر تعظیم به منافع شرکتی مورد انتقاد قرار گرفت.
the diplomat was seen as someone who kotowed to foreign powers.
دیپلمات به عنوان کسی دیده میشد که به قدرتهای خارجی احترام میگذاشت.
during the ceremony, everyone was required to kotow to the ancestors.
در طول مراسم، از همه انتظار میرفت که به اجداد احترام بگذارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید