kotowed

[ایالات متحده]/ˈkaʊtaʊd/
[بریتانیا]/ˈkaʊtaʊd/

ترجمه

vi. به زانو درآمدن و با پیشانی به زمین تماس گرفتن به عنوان نشانه‌ای از احترام یا تسلیم
n. یک حرکت به زانو درآمدن و تماس با زمین با پیشانی

عبارات و ترکیب‌ها

kotowed to

به سمت رفت

kotowed down

به سمت پایین رفت

kotowed before

قبل از آن رفت

kotowed excessively

به طور بیش از حد رفت

kotowed openly

به طور آشکارا رفت

kotowed willingly

با میل رفت

kotowed silently

به طور خاموش رفت

kotowed completely

به طور کامل رفت

kotowed deeply

به طور عمیق رفت

kotowed submissively

به طور مطیعانه رفت

جملات نمونه

he kotowed to the authority to gain favor.

او برای جلب توجه به اقتدار تعظیم کرد.

they kotowed in front of the emperor.

آنها در مقابل امپراتور تعظیم کردند.

she felt she had to kotow to the demands of her boss.

او احساس کرد که باید به خواسته‌های رئیس خود تعظیم کند.

the students were expected to kotow to the traditions of the school.

از دانشجویان انتظار می‌رفت که به سنت‌های مدرسه تعظیم کنند.

he always kotowed to public opinion.

او همیشه به نظر عمومی احترام می‌گذاشت.

in some cultures, people kotowed as a sign of respect.

در برخی فرهنگ‌ها، مردم به عنوان نشانه احترام تعظیم می‌کنند.

she refused to kotow to societal pressures.

او از تعظیم به فشارهای اجتماعی امتناع کرد.

he was criticized for kotowing to corporate interests.

او به خاطر تعظیم به منافع شرکتی مورد انتقاد قرار گرفت.

the diplomat was seen as someone who kotowed to foreign powers.

دیپلمات به عنوان کسی دیده می‌شد که به قدرت‌های خارجی احترام می‌گذاشت.

during the ceremony, everyone was required to kotow to the ancestors.

در طول مراسم، از همه انتظار می‌رفت که به اجداد احترام بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید