recognized

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تأیید شده؛ معتبر

عبارات و ترکیب‌ها

officially recognized

به رسمیت شناخته شده

widely recognized

به طور گسترده شناخته شده

globally recognized

شناخته‌شده در سطح جهانی

be recognized as

به عنوان به رسمیت شناخته شود

recognized standard

استاندارد به رسمیت شناخته شده

جملات نمونه

they recognized the plan as a hoax.

آنها طرح را به عنوان یک فریب تشخیص دادند.

the defence is recognized in British law.

دفاع در قانون بریتانیا به رسمیت شناخته شده است.

he was recognized as an international authority.

او به عنوان یک مرجع بین المللی شناخته شد.

The hell of it was that nobody recognized him.

بدترین قسمت این بود که هیچ کس او را نشناخت.

He is recognized internationally as an authority in this field.

او به طور بین المللی به عنوان یک متخصص در این زمینه شناخته می شود.

He recognized John as his lawful heir.

او جان را به عنوان وارث قانونی خود شناخت.

A bill of exchange is a legally recognized document.

یک برات سند قانوناً به رسمیت شناخته شده است.

Everybody recognized the seriousness of the situation.

همه اهمیت موضوع را تشخیص دادند.

Julia hardly recognized Jill when they met.

جولیا به سختی جیل را زمانی که آنها ملاقات کردند تشخیص داد.

these qualifications are recognized by the Department of Education.

این مدارک توسط وزارت آموزش و پرورش به رسمیت شناخته شده است.

alcoholism is recognized as a major social problem.

اعتیاد به الکل به عنوان یک مشکل اجتماعی بزرگ شناخته می شود.

Recognized source of potassium, folacin and dietary fiber.

منبع شناخته شده پتاسیم، فولاسین و فیبر غذایی.

The club's president recognized the new member.

رئیس باشگاه عضو جدید را شناخت.

tissues no longer recognized as self.

دیگر بافت ها به عنوان خود شناخته نمی شوند.

recognized my friend's touch in the choice of the card.

طعم دست دوستم را در انتخاب کارت تشخیص دادم.

We recognized the robin by its reddish underparts.

ما روباه سرخ را از قسمت های زیرین قرمز رنگش شناختیم.

It's a wonder you recognized me.

عجيبه که شما من رو شناختيد.

I recognized her at a glance.

من او را از نگاه اول شناختم.

We don't recognized him to be the lawful heir.

ما او را به عنوان وارث قانونی نمی شناسیم.

He recognized that he was not qualified for a teacher.

او متوجه شد که برای تدریس واجد شرایط نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید