krill

[ایالات متحده]/krɪl/
[بریتانیا]/krɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سخت‌پوستان کوچک، منبع غذایی ضروری برای بسیاری از حیوانات دریایی.

جملات نمونه

Whales feed on krill in the ocean.

نهنگ‌ها در اقیانوس بر روی کریلوها تغذیه می‌کنند.

Krill are an important food source for many marine animals.

کریل یک منبع غذایی مهم برای بسیاری از حیوانات دریایی است.

The population of krill has been declining due to climate change.

جمعیت کریلوها به دلیل تغییرات آب و هوایی در حال کاهش است.

Krill oil is rich in omega-3 fatty acids.

روغن کریلو سرشار از اسیدهای چرب امگا 3 است.

Scientists study the behavior of krill to better understand marine ecosystems.

دانشمندان رفتار کریلوها را برای درک بهتر اکوسیستم‌های دریایی مطالعه می‌کنند.

Fishing for krill is regulated to protect the marine ecosystem.

صید کریلو برای محافظت از اکوسیستم دریایی تنظیم می‌شود.

Antarctic krill are a key species in the Southern Ocean food web.

کریل قطبی گونه کلیدی در شبکه غذایی اقیانوس جنوبی هستند.

Some species of penguins rely on krill as their primary food source.

برخی از گونه‌های پنگوئن به کریلو به عنوان منبع غذایی اصلی خود متکی هستند.

Krill play a vital role in nutrient cycling in the ocean.

کریل نقش حیاتی در چرخه‌ مواد مغذی در اقیانوس ایفا می‌کنند.

Commercial harvesting of krill can impact the entire marine ecosystem.

دریافت تجاری کریلو می‌تواند بر کل اکوسیستم دریایی تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید