| جمع | krispies |
the krispy bacon was perfectly cooked and absolutely delicious.
پیتزا کریسی باکون به طور کامل پخته شده و واقعاً لذیذ بود.
i love the krispy texture of fried chicken skin.
من عاشق مزه کریسی پوست چیکن سرخ شده هستم.
these krispy cookies are my favorite afternoon snack.
این کوکی های کریسی عاشق ترین ناهار من هستند.
the krispy vegetables add a nice crunch to the salad.
سالاد با سبزیجات کریسی یک گوشه خوبی اضافه می کند.
please pass the krispy french fries, they look amazing.
لطفاً فریت های فرانسوی کریسی را برام بیاورید، آنها واقعاً زیبایی دارند.
the restaurant is famous for its krispy fish fillet.
این رستوران به خاطر فیلیت ماهی کریسی معروف است.
she baked homemade krispy crackers for the party.
او برای جشن تهیه کرکنر کریسی خانگی کرد.
the krispy skin on the roasted duck was incredibly tasty.
پوست کریسی در دوک سرخ شده واقعاً لذیذ بود.
kids enjoy eating krispy snacks during school breaks.
کودکان لذت می برند از خوردن چیپس کریسی در زمان استراحت مدرسه.
the chef recommended the krispy pork belly special today.
شکیف امروز چرخ کریسی گوشت خوک را توصیه کرد.
these krispy onion rings are absolutely addictive.
این گوشت کریسی چیپس به طور کامل جذاب است.
the morning toast was perfectly krispy and golden brown.
سندویچ صبحانه به طور کامل کریسی و زرد رو بود.
the krispy bacon was perfectly cooked and absolutely delicious.
پیتزا کریسی باکون به طور کامل پخته شده و واقعاً لذیذ بود.
i love the krispy texture of fried chicken skin.
من عاشق مزه کریسی پوست چیکن سرخ شده هستم.
these krispy cookies are my favorite afternoon snack.
این کوکی های کریسی عاشق ترین ناهار من هستند.
the krispy vegetables add a nice crunch to the salad.
سالاد با سبزیجات کریسی یک گوشه خوبی اضافه می کند.
please pass the krispy french fries, they look amazing.
لطفاً فریت های فرانسوی کریسی را برام بیاورید، آنها واقعاً زیبایی دارند.
the restaurant is famous for its krispy fish fillet.
این رستوران به خاطر فیلیت ماهی کریسی معروف است.
she baked homemade krispy crackers for the party.
او برای جشن تهیه کرکنر کریسی خانگی کرد.
the krispy skin on the roasted duck was incredibly tasty.
پوست کریسی در دوک سرخ شده واقعاً لذیذ بود.
kids enjoy eating krispy snacks during school breaks.
کودکان لذت می برند از خوردن چیپس کریسی در زمان استراحت مدرسه.
the chef recommended the krispy pork belly special today.
شکیف امروز چرخ کریسی گوشت خوک را توصیه کرد.
these krispy onion rings are absolutely addictive.
این گوشت کریسی چیپس به طور کامل جذاب است.
the morning toast was perfectly krispy and golden brown.
سندویچ صبحانه به طور کامل کریسی و زرد رو بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید