kula

[ایالات متحده]/ˈkuːlə/
[بریتانیا]/ˈkuːlə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سیستم تجاری در میان جزیره نشینان تروبریاند در جنوب شرق ملانیزیا

عبارات و ترکیب‌ها

kula ball

توپ کولا

kula dance

رقص کولا

kula ring

حلقه کولا

kula festival

جشنواره کولا

kula game

بازی کولا

kula party

جشن کولا

kula team

تیم کولا

kula song

آهنگ کولا

kula style

سبک کولا

kula spirit

روح کولا

جملات نمونه

she loves to play kula with her friends.

او عاشق بازی کولو با دوستانش است.

he bought a new kula for the game night.

او یک کولو جدید برای شب بازی خرید.

they organized a kula tournament at the community center.

آنها یک مسابقه کولو در مرکز جامعه برگزار کردند.

the kids were excited to learn how to play kula.

کودکان از یادگیری نحوه بازی کولو هیجان زده بودند.

it's important to have the right equipment for kula.

داشتن تجهیزات مناسب برای کولو مهم است.

we spent the afternoon playing kula in the park.

ما بعد از ظهر را بازی کولو در پارک گذراندیم.

she taught her younger brother how to play kula.

او به برادر کوچکترش نحوه بازی کولو را آموزش داد.

they always have fun when they play kula together.

آنها همیشه از بازی کولو با هم لذت می برند.

he is known as the best kula player in town.

او به عنوان بهترین بازیکن کولو در شهر شناخته می شود.

after dinner, we often play kula as a family.

بعد از شام، ما اغلب کولو را به عنوان یک خانواده بازی می کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید