kurus

[ایالات متحده]/ˈkʊrʊs/
[بریتانیا]/ˈkuːrəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد پول ترکیه؛ واحد پولی ترکیه

عبارات و ترکیب‌ها

kurus weight

وزن کُروس

kurus value

ارزش کُروس

kurus rate

نرخ کُروس

kurus currency

ارز کُروس

kurus exchange

تبادلات کُروس

kurus market

بازار کُروس

kurus note

یادداشت کُروس

kurus coin

سکه کُروس

kurus price

قیمت کُروس

kurus transaction

معامله کُروس

جملات نمونه

she had to kurus her plans for the weekend.

او مجبور بود برنامه‌های آخر هفته خود را تغییر دهد.

he decided to kurus his approach to the project.

او تصمیم گرفت رویکرد خود را نسبت به پروژه تغییر دهد.

they had to kurus the budget for the event.

آنها مجبور بودند بودجه رویداد را تغییر دهند.

we need to kurus our expectations for the outcome.

ما باید انتظارات خود را برای نتیجه تغییر دهیم.

she had to kurus her schedule to fit in the meeting.

او مجبور بود برنامه خود را تغییر دهد تا بتواند در جلسه شرکت کند.

he will kurus his strategy based on the feedback.

او استراتژی خود را بر اساس بازخورد تغییر خواهد داد.

they decided to kurus the timeline for the project.

آنها تصمیم گرفتند جدول زمانی پروژه را تغییر دهند.

we should kurus our goals to make them more achievable.

ما باید اهداف خود را تغییر دهیم تا آنها قابل دستیابی تر شوند.

she had to kurus her priorities to focus on her health.

او مجبور بود اولویت های خود را تغییر دهد تا بر سلامتی خود تمرکز کند.

he plans to kurus his lifestyle for better health.

او قصد دارد سبک زندگی خود را برای سلامتی بهتر تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید