labial

[ایالات متحده]/ˈleɪ.bi.əl/
[بریتانیا]/ˈleɪ.bi.əl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به لب‌ها; مرتبط با نوعی از صامت که با لب‌ها تولید می‌شود
n. صدایی که با لب‌ها بیان می‌شود; نوعی از لوله ارگ که با استفاده از لب‌ها صدا تولید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

labial sound

صدای لب‌خیز

labial closure

بستگی لب

labial fricative

مصوت لب‌خیز

labial gesture

حرکت لب

labial consonant

همخوان لب‌خیز

labial vowel

حرف مصوتی لب‌خیز

labial articulation

تلفظ لب

labial position

موقعیت لب

labial feature

ویژگی لب

labial appearance

ظاهر لب

جملات نمونه

the labial sounds in english include 'b' and 'p'.

صداهای لب‌خاکی در زبان انگلیسی شامل 'b' و 'p' هستند.

she has a labial lisp that makes her speech unique.

او لکنتِ لب‌خاکی دارد که صدای او را منحصر به فرد می‌کند.

labial consonants are produced with the lips.

همخوان‌های لب‌خاکی با استفاده از لب‌ها تولید می‌شوند.

in phonetics, labial refers to sounds made with the lips.

در آواشناسی، لب‌خاکی به صداهایی اطلاق می‌شود که با استفاده از لب‌ها تولید می‌شوند.

the labial fricative is a less common sound in languages.

صداهای سایشی لب‌خاکی در زبان‌ها کمتر رایج هستند.

children often learn labial sounds before others.

کودکان اغلب قبل از دیگران، صداهای لب‌خاکی را یاد می‌گیرند.

labial articulation is crucial for clear speech.

تلفظ لب‌خاکی برای گفتار واضح بسیار مهم است.

she practiced her labial sounds to improve her accent.

او برای بهبود لهجه‌اش، صداهای لب‌خاکی خود را تمرین کرد.

many languages utilize labial sounds in their phonetic systems.

بسیاری از زبان‌ها از صداهای لب‌خاکی در سیستم‌های آواشناسی خود استفاده می‌کنند.

understanding labial sounds can help with language learning.

درک صداهای لب‌خاکی می‌تواند به یادگیری زبان کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید