lactated milk
شیر لاکتوزدار
lactated solution
محلول لاکتوزدار
lactated formula
فرمول لاکتوزدار
lactated products
محصولات لاکتوزدار
lactated cream
کرم لاکتوزدار
lactated serum
سرم لاکتوزدار
lactated beverage
نوشیدنی لاکتوزدار
lactated therapy
درمان لاکتوزدار
lactated supplement
مکمل لاکتوزدار
the mother dog lactated to feed her puppies.
مادر سگ برای تغذیه توله هایش شیرداد.
after giving birth, she lactated for several months.
پس از زایمان، او برای چندین ماه شیرداد.
the veterinarian checked if the cat lactated properly.
دامپزشک بررسی کرد که آیا گربه به درستی شیر میدهد.
she lactated enough milk to feed all her kittens.
او شیر کافی تولید کرد تا بتواند تمام بچه گربه هایش را سیر کند.
during the first few days, she lactated frequently.
در طول چند روز اول، او به طور مکرر شیرداد.
he was surprised to learn that some mammals lactated differently.
او از این که برخی از پستانداران به روش متفاوتی شیر می دهند، متعجب شد.
the cow lactated abundantly in the summer months.
در ماه های تابستان، گاو به طور فراوان شیرداد.
she lactated even after weaning her child.
حتی پس از شیرخشک کردن فرزندش، او شیرداد.
understanding how animals lactated can help in farming.
درک این که حیوانات چگونه شیر می دهند می تواند به کشاورزی کمک کند.
the research focused on how different species lactated.
تحقیقات بر روی این تمرکز داشت که گونه های مختلف چگونه شیر می دهند.
lactated milk
شیر لاکتوزدار
lactated solution
محلول لاکتوزدار
lactated formula
فرمول لاکتوزدار
lactated products
محصولات لاکتوزدار
lactated cream
کرم لاکتوزدار
lactated serum
سرم لاکتوزدار
lactated beverage
نوشیدنی لاکتوزدار
lactated therapy
درمان لاکتوزدار
lactated supplement
مکمل لاکتوزدار
the mother dog lactated to feed her puppies.
مادر سگ برای تغذیه توله هایش شیرداد.
after giving birth, she lactated for several months.
پس از زایمان، او برای چندین ماه شیرداد.
the veterinarian checked if the cat lactated properly.
دامپزشک بررسی کرد که آیا گربه به درستی شیر میدهد.
she lactated enough milk to feed all her kittens.
او شیر کافی تولید کرد تا بتواند تمام بچه گربه هایش را سیر کند.
during the first few days, she lactated frequently.
در طول چند روز اول، او به طور مکرر شیرداد.
he was surprised to learn that some mammals lactated differently.
او از این که برخی از پستانداران به روش متفاوتی شیر می دهند، متعجب شد.
the cow lactated abundantly in the summer months.
در ماه های تابستان، گاو به طور فراوان شیرداد.
she lactated even after weaning her child.
حتی پس از شیرخشک کردن فرزندش، او شیرداد.
understanding how animals lactated can help in farming.
درک این که حیوانات چگونه شیر می دهند می تواند به کشاورزی کمک کند.
the research focused on how different species lactated.
تحقیقات بر روی این تمرکز داشت که گونه های مختلف چگونه شیر می دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید