laka

[ایالات متحده]/ˈlɑːkə/
[بریتانیا]/ˈlɑːkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام مکان در روسیه و هند
Word Forms
جمعlakas

عبارات و ترکیب‌ها

laka score

لکا اسکور

laka point

لکا پوینت

laka scoring

لکا اسکورینگ

laka team

لکا تیم

laka player

لکا بازیکن

laka game

لکا بازی

laka round

لکا دور

laka win

لکا پیروزی

laka loss

لکا بازی بازنده

the laka

لکا

جملات نمونه

the lakas moved quickly through the forest path.

لکاها به سرعت از مسیر جنگل عبور کردند.

we saw the laka near the old temple yesterday.

ما لکا را در نزدیکی معبد قدیمی دیروز دیدیم.

the laka carried heavy baskets on her back.

لکا سبدهای سنگینی را روی پشت خود حمل می‌کرد.

many lakas gathered for the village festival.

چندین لکا برای جشنواره روستا جمع شدند.

the young laka learned traditional songs from elders.

لکای جوان از بزرگتران آوازهای سنتی را یاد گرفت.

i met a friendly laka at the market this morning.

امروز صبح من در بازار با یک لکا دوست داشتی ملاقات کردم.

the laka shared rice cake with all the children.

لکا نان برنجی را با تمام کودکان به اشتراک گذاشت.

several lakas walked together along the riverside.

چند لکا در کنار رودخانه با هم پیاده روی کردند.

the old laka told stories about ancient times.

لکای پیر داستان‌هایی درباره زمان‌های باستانی روایت کرد.

a quiet laka sat alone under the big tree.

یک لکا آرام در زیر درخت بزرگ به تنهایی نشست.

the laka smiled warmly when she saw us.

لکا وقتی ما را دید گرم‌گرم لبخند زد.

two lakas helped carry water from the well.

دو لکا کمک کردند تا آب را از چاه بیاوریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید