lambed

[ایالات متحده]/læmd/
[بریتانیا]/læmd/

ترجمه

v. زاییدن یک بره

عبارات و ترکیب‌ها

lambed in

بررسی شد

lambed out

بیرون رفتن

lambed by

توسط بره

lambed away

دور انداختن

lambed up

بالا بردن

lambed down

پایین بردن

lambed together

با هم بره

lambed across

از آن عبور کرد

lambed through

از آن عبور کرد

lambed around

اطراف بره

جملات نمونه

the sheep lambed in the spring.

گوسفندان در بهار بره زایید.

she carefully watched as the ewes lambed.

او با دقت تماشا کرد که گوسفندها بره زاییدند.

the farmer was excited when the flock lambed.

وقتی گله بره زایید، کشاورز هیجان‌زده بود.

after the ewes lambed, they needed extra care.

بعد از اینکه گوسفندها بره زاییدند، به مراقبت بیشتری نیاز داشتند.

we learned how to assist when a sheep lambed.

ما یاد گرفتیم که چگونه به یک گوسفند کمک کنیم وقتی بره زایید.

it was a long night as the flock lambed.

وقتی گله بره زایید، شب طولانی بود.

the vet checked on the ewes that had lambed.

پزشک دامپزشکی گوسفندهایی را که بره زاییده‌اند بررسی کرد.

they celebrated the first lambs of the season.

آنها اولین بره‌ها را در این فصل جشن گرفتند.

the lambed ewes were separated from the rest.

بره‌هایی که به دنیا آمده بودند از بقیه جدا شدند.

watching the lambs play after they lambed was heartwarming.

تماشای بازی بره‌ها بعد از زایمان بسیار دلگرم‌کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید