lamming

[ایالات متحده]/ˈlæmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlæmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری "lam"، به معنی ضربه زدن یا زدن؛ فرار کردن یا دویدن (عامیانه)

عبارات و ترکیب‌ها

lamming lambs

بره‌ زایی

lamming season

فصل بره‌ زایی

lamming time

زمان بره‌ زایی

lamming period

دوره بره‌ زایی

lamming ewes

گوسفرهای باردار

lamming pen

حوضچه بره‌ زایی

lamming care

مراقبت‌های بره‌ زایی

lamming management

مدیریت بره‌ زایی

lamming process

فرآیند بره‌ زایی

lamming assistance

کمک در بره‌ زایی

جملات نمونه

she is lamming her new puppy every evening.

او هر شب توله سگ جدید خود را در آغوش می‌گیرد.

the farmer is lamming the sheep in the barn.

کشاورز گوسفندان را در طویله در آغوش می‌گیرد.

he enjoys lamming his kittens with soft blankets.

او از در آغوش گرفتن بچه گربه‌هایش با پتوهای نرم لذت می‌برد.

they are lamming the baby goats to keep them warm.

آنها بچه‌های بز را در آغوش می‌گیرند تا گرم بمانند.

the vet is lamming the injured animal back to health.

دامپزشک حیوان آسیب‌دیده را در آغوش می‌گیرد تا به سلامتی بازگردد.

after the storm, she spent hours lamming the rescued puppies.

بعد از طوفان، او ساعت‌ها توله‌های نجات‌یافته را در آغوش گرفت.

he loves lamming his horses before a race.

او عاشق در آغوش گرفتن اسب‌هایش قبل از مسابقه است.

they are lamming the chicks to ensure their safety.

آنها جوجه‌ها را در آغوش می‌گیرند تا از ایمنی آنها اطمینان حاصل کنند.

she found joy in lamming the orphaned lambs.

او از در آغوش گرفتن بره‌ها یتیم خوشحال شد.

the children are lamming their pet rabbits with care.

بچه‌ها با مراقبت از خرگوش‌های خانگی خود در آغوش می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید