lamming lambs
بره زایی
lamming season
فصل بره زایی
lamming time
زمان بره زایی
lamming period
دوره بره زایی
lamming ewes
گوسفرهای باردار
lamming pen
حوضچه بره زایی
lamming care
مراقبتهای بره زایی
lamming management
مدیریت بره زایی
lamming process
فرآیند بره زایی
lamming assistance
کمک در بره زایی
she is lamming her new puppy every evening.
او هر شب توله سگ جدید خود را در آغوش میگیرد.
the farmer is lamming the sheep in the barn.
کشاورز گوسفندان را در طویله در آغوش میگیرد.
he enjoys lamming his kittens with soft blankets.
او از در آغوش گرفتن بچه گربههایش با پتوهای نرم لذت میبرد.
they are lamming the baby goats to keep them warm.
آنها بچههای بز را در آغوش میگیرند تا گرم بمانند.
the vet is lamming the injured animal back to health.
دامپزشک حیوان آسیبدیده را در آغوش میگیرد تا به سلامتی بازگردد.
after the storm, she spent hours lamming the rescued puppies.
بعد از طوفان، او ساعتها تولههای نجاتیافته را در آغوش گرفت.
he loves lamming his horses before a race.
او عاشق در آغوش گرفتن اسبهایش قبل از مسابقه است.
they are lamming the chicks to ensure their safety.
آنها جوجهها را در آغوش میگیرند تا از ایمنی آنها اطمینان حاصل کنند.
she found joy in lamming the orphaned lambs.
او از در آغوش گرفتن برهها یتیم خوشحال شد.
the children are lamming their pet rabbits with care.
بچهها با مراقبت از خرگوشهای خانگی خود در آغوش میگیرند.
lamming lambs
بره زایی
lamming season
فصل بره زایی
lamming time
زمان بره زایی
lamming period
دوره بره زایی
lamming ewes
گوسفرهای باردار
lamming pen
حوضچه بره زایی
lamming care
مراقبتهای بره زایی
lamming management
مدیریت بره زایی
lamming process
فرآیند بره زایی
lamming assistance
کمک در بره زایی
she is lamming her new puppy every evening.
او هر شب توله سگ جدید خود را در آغوش میگیرد.
the farmer is lamming the sheep in the barn.
کشاورز گوسفندان را در طویله در آغوش میگیرد.
he enjoys lamming his kittens with soft blankets.
او از در آغوش گرفتن بچه گربههایش با پتوهای نرم لذت میبرد.
they are lamming the baby goats to keep them warm.
آنها بچههای بز را در آغوش میگیرند تا گرم بمانند.
the vet is lamming the injured animal back to health.
دامپزشک حیوان آسیبدیده را در آغوش میگیرد تا به سلامتی بازگردد.
after the storm, she spent hours lamming the rescued puppies.
بعد از طوفان، او ساعتها تولههای نجاتیافته را در آغوش گرفت.
he loves lamming his horses before a race.
او عاشق در آغوش گرفتن اسبهایش قبل از مسابقه است.
they are lamming the chicks to ensure their safety.
آنها جوجهها را در آغوش میگیرند تا از ایمنی آنها اطمینان حاصل کنند.
she found joy in lamming the orphaned lambs.
او از در آغوش گرفتن برهها یتیم خوشحال شد.
the children are lamming their pet rabbits with care.
بچهها با مراقبت از خرگوشهای خانگی خود در آغوش میگیرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید