lampstands

[ایالات متحده]/ˈlæmp.stænd/
[بریتانیا]/ˈlæmp.stænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایه یا نگهدارنده برای یک لامپ؛ یک میله یا ستون برای حمایت از یک لامپ

عبارات و ترکیب‌ها

table lampstand

میز لمپ‌دار

floor lampstand

لمپ‌دار کف

decorative lampstand

لمپ‌دار تزئینی

adjustable lampstand

لمپ‌دار قابل تنظیم

portable lampstand

لمپ‌دار قابل حمل

modern lampstand

لمپ‌دار مدرن

antique lampstand

لمپ‌دار عتیقه

metal lampstand

لمپ‌دار فلزی

wooden lampstand

لمپ‌دار چوبی

glass lampstand

لمپ‌دار شیشه‌ای

جملات نمونه

the lampstand in the corner adds a warm glow to the room.

میزچراغی در گوشه، روشنایی گرمی به اتاق اضافه می‌کند.

she placed the lampstand on the bedside table.

او میزچراغی را روی میز کنار تخت قرار داد.

the antique lampstand is a family heirloom.

میزچراغی عتیقه یک ارثیه خانوادگی است.

he adjusted the height of the lampstand for better lighting.

او ارتفاع میزچراغی را برای روشنایی بهتر تنظیم کرد.

they chose a modern lampstand to match their decor.

آنها یک میزچراغی مدرن را برای مطابقت با دکوراسیون خود انتخاب کردند.

the lampstand wobbles because the floor is uneven.

میزچراغی به دلیل ناهموار بودن کف، می‌لرزد.

she loves to collect unique lampstands from different countries.

او عاشق جمع آوری میزچراغی های منحصر به فرد از کشورهای مختلف است.

the lampstand was beautifully crafted from wrought iron.

میزچراغی به زیبایی از آهن آهنگری ساخته شده بود.

he painted the lampstand to match the wall color.

او میزچراغی را به رنگ دیوار نقاشی کرد.

the lampstand features intricate designs that catch the eye.

میزچراغی دارای طرح های پیچیده ای است که چشم را به خود جلب می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید