landmarks

[ایالات متحده]/ˈlændmɑːks/
[بریتانیا]/ˈlændmɑrks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختمان‌ها یا مکان‌های مهم؛ اهداف یا مقاصد؛ نقاط عطفی که مراحل مهم را مشخص می‌کنند؛ نشانه‌ها (جمع landmark)

عبارات و ترکیب‌ها

historic landmarks

جاذبه‌های تاریخی

famous landmarks

جاذبه‌های معروف

national landmarks

جاذبه‌های ملی

cultural landmarks

جاذبه‌های فرهنگی

local landmarks

جاذبه‌های محلی

tourist landmarks

جاذبه‌های توریستی

iconic landmarks

جاذبه‌های نمادین

natural landmarks

جاذبه‌های طبیعی

architectural landmarks

جاذبه‌های معماری

locality landmarks

جاذبه‌های محل

جملات نمونه

many tourists visit the city's famous landmarks.

بسیاری از گردشگران از نقاط دیدنی معروف شهر دیدن می‌کنند.

the landmarks of the city are a testament to its rich history.

نقاط دیدنی شهر گوازی بر تاریخ غنی آن هستند.

we took a guided tour to see the landmarks.

ما یک تور راهنما برای دیدن نقاط دیدنی داشتیم.

local landmarks often reflect the culture of the area.

نقاط دیدنی محلی اغلب فرهنگ منطقه را منعکس می‌کنند.

photographs of famous landmarks are popular souvenirs.

عکس‌های نقاط دیدنی معروف، سوغاتی‌های محبوبی هستند.

landmarks can help you navigate a new city.

نقاط دیدنی می‌توانند به شما در جهت‌یابی در یک شهر جدید کمک کنند.

some landmarks are recognized worldwide.

برخی از نقاط دیدنی در سراسر جهان شناخته شده‌اند.

we spent the afternoon exploring the historical landmarks.

ما بعد از ظهر را صرف کاوش در نقاط دیدنی تاریخی کردیم.

landmarks often become symbols of the city.

نقاط دیدنی اغلب به نمادهای شهر تبدیل می‌شوند.

many landmarks are protected as cultural heritage sites.

بسیاری از نقاط دیدنی به عنوان مکان‌های میراث فرهنگی محافظت می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید