signposts

[ایالات متحده]/ˈsaɪnˌpəʊsts/
[بریتانیا]/ˈsaɪnˌpoʊsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاخص‌ها یا نشانه‌هایی که راهنمایی یا هدایت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

road signposts

نشانه‌های راهنمایی

directional signposts

نشانه‌های جهت‌نما

informational signposts

نشانه‌های اطلاع‌رسانی

guiding signposts

نشانه‌های راهنما

wayfinding signposts

نشانه‌های مسیریابی

tourist signposts

نشانه‌های توریستی

trail signposts

نشانه‌های مسیر پیاده‌روی

village signposts

نشانه‌های روستایی

city signposts

نشانه‌های شهری

warning signposts

نشانه‌های هشدار

جملات نمونه

the signposts along the trail helped us find our way.

نشانه‌ها در طول مسیر به ما کمک کردند تا راه خود را پیدا کنیم.

we need to put up signposts to guide the visitors.

ما باید علائم راهنما نصب کنیم تا بازدیدکنندگان را راهنمایی کنیم.

signposts can be very helpful in unfamiliar areas.

علائم راهنما می‌توانند در مناطق ناآشنا بسیار مفید باشند.

the signposts indicate the distance to the next town.

علائم راهنما فاصله تا شهر بعدی را نشان می‌دهند.

many hikers rely on signposts for navigation.

بسیاری از کوهنوردان برای جهت‌یابی به علائم راهنما متکی هستند.

signposts can prevent people from getting lost.

علائم راهنما می‌توانند از گم شدن مردم جلوگیری کنند.

clear signposts are essential for road safety.

علائم راهنمای واضح برای ایمنی جاده ضروری هستند.

the signposts were covered in snow, making them hard to see.

علائم راهنما زیر برف بودند و دیدن آنها را دشوار می‌کرد.

we followed the signposts to reach the scenic viewpoint.

ما از طریق دنبال کردن علائم راهنما به نقطه دیدنی رسیدیم.

local authorities installed new signposts in the park.

مقامات محلی علائم راهنمای جدیدی در پارک نصب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید