road signposts
نشانههای راهنمایی
directional signposts
نشانههای جهتنما
informational signposts
نشانههای اطلاعرسانی
guiding signposts
نشانههای راهنما
wayfinding signposts
نشانههای مسیریابی
tourist signposts
نشانههای توریستی
trail signposts
نشانههای مسیر پیادهروی
village signposts
نشانههای روستایی
city signposts
نشانههای شهری
warning signposts
نشانههای هشدار
the signposts along the trail helped us find our way.
نشانهها در طول مسیر به ما کمک کردند تا راه خود را پیدا کنیم.
we need to put up signposts to guide the visitors.
ما باید علائم راهنما نصب کنیم تا بازدیدکنندگان را راهنمایی کنیم.
signposts can be very helpful in unfamiliar areas.
علائم راهنما میتوانند در مناطق ناآشنا بسیار مفید باشند.
the signposts indicate the distance to the next town.
علائم راهنما فاصله تا شهر بعدی را نشان میدهند.
many hikers rely on signposts for navigation.
بسیاری از کوهنوردان برای جهتیابی به علائم راهنما متکی هستند.
signposts can prevent people from getting lost.
علائم راهنما میتوانند از گم شدن مردم جلوگیری کنند.
clear signposts are essential for road safety.
علائم راهنمای واضح برای ایمنی جاده ضروری هستند.
the signposts were covered in snow, making them hard to see.
علائم راهنما زیر برف بودند و دیدن آنها را دشوار میکرد.
we followed the signposts to reach the scenic viewpoint.
ما از طریق دنبال کردن علائم راهنما به نقطه دیدنی رسیدیم.
local authorities installed new signposts in the park.
مقامات محلی علائم راهنمای جدیدی در پارک نصب کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید