landsmen

[ایالات متحده]/ˈlændzmən/
[بریتانیا]/ˈlændzmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هموطن یا کسی از همان جامعه

عبارات و ترکیب‌ها

my landsman

landsman من

true landsman

landsman واقعی

fellow landsman

landsman همراه

landed landsman

landsman فرود آمده

loyal landsman

landsman وفادار

fellow landsmen

landsmen همراه

local landsman

landsman محلی

distant landsman

landsman دور

kind landsman

landsman مهربان

proud landsman

landsman مغرور

جملات نمونه

he is a true landsman, always connected to the sea.

او یک دریانورد واقعی است، همیشه به دریا متصل است.

as a landsman, he knows the local customs very well.

به عنوان یک دریانورد، او به خوبی با آداب و رسوم محلی آشنا است.

the landsman shared stories of his childhood by the coast.

دریانورد داستان‌هایی از دوران کودکی خود در کنار ساحل تعریف کرد.

many landsmen prefer fishing over other hobbies.

بسیاری از دریانوردان ترجیح می‌دهند ماهیگیری را بر سایر سرگرمی‌ها انجام دهند.

she felt like a landsman after living in the village for years.

او پس از سال‌ها زندگی در روستا احساس کرد که یک دریانورد است.

the landsman's knowledge of the terrain was invaluable.

دانش دریانورد از زمین بسیار ارزشمند بود.

every landsman has a favorite spot along the shoreline.

هر دریانورد مکانی مورد علاقه خود را در امتداد خط ساحلی دارد.

being a landsman, he felt a deep bond with the land.

به عنوان یک دریانورد، او ارتباط عمیقی با زمین احساس کرد.

the landsman's perspective on the region is unique.

دیدگاه دریانورد نسبت به منطقه منحصر به فرد است.

she often sought advice from the experienced landsman.

او اغلب از دریانورد با تجربه مشورت می‌گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید