lanugo

[ایالات متحده]/ləˈnjuːɡəʊ/
[بریتانیا]/ləˈnuːɡoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موهای نرم و ظریف، به ویژه آنهایی که بدن یک جنین را پوشش می‌دهند
Word Forms
جمعlanugoes

عبارات و ترکیب‌ها

lanugo hair

موهای لانگو

lanugo stage

مرحله لانگو

excess lanugo

لانگو بیش از حد

lanugo shedding

ریزش لانگو

lanugo growth

رشد لانگو

fine lanugo

لانگو ظریف

lanugo presence

حضور لانگو

lanugo texture

بافت لانگو

lanugo development

توسعه لانگو

lanugo function

عملکرد لانگو

جملات نمونه

the baby was born with a fine layer of lanugo.

نوزاد با یک لایه نازک لانگو متولد شد.

lanugo often disappears shortly after birth.

لانگو اغلب اندکی پس از تولد ناپدید می شود.

some premature infants may have more lanugo than full-term babies.

نوزادان نارس ممکن است لانگو بیشتری نسبت به نوزادان با وزن طبیعی داشته باشند.

doctors check for lanugo to assess the baby's gestational age.

پزشکان برای ارزیابی سن بارداری جنین، لانگو را بررسی می کنند.

lanugo can be a sign of a developing fetus.

لانگو می تواند نشانه ای از یک جنین در حال رشد باشد.

parents often find lanugo cute on their newborns.

والدین اغلب لانگو را در نوزادان خود دوست داشتنی می دانند.

lanugo helps to keep the baby's skin warm in the womb.

لانگو به گرم نگه داشتن پوست نوزاد در رحم کمک می کند.

some cultures believe lanugo is a sign of good luck.

برخی از فرهنگ ها معتقدند که لانگو نشانه ای از شانس خوب است.

lanugo can sometimes be mistaken for other skin conditions.

لانگو گاهی اوقات ممکن است با سایر مشکلات پوستی اشتباه گرفته شود.

it is normal for babies to have lanugo at birth.

این طبیعی است که نوزادان در هنگام تولد لانگو داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید