lapins

[ایالات متحده]/ˈlæpɪn/
[بریتانیا]/ˈlæpɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خرگوش نر؛ خرگوش، به ویژه در زمینه پوست یا گوشت

عبارات و ترکیب‌ها

lapin stew

خورش خرگوش

lapin dish

غذا با خرگوش

lapin recipe

دستورالعمل خرگوش

lapin meat

گوشت خرگوش

lapin sauce

سس خرگوش

lapin dinner

شام خرگوش

lapin cuisine

آشپزی خرگوش

lapin farm

دام خرگوش

lapin hunting

شکار خرگوش

lapin fur

پوست خرگوش

جملات نمونه

the rabbit is often referred to as a lapin in french.

خرگوش اغلب به عنوان لاپین در زبان فرانسه شناخته می‌شود.

my favorite dish is lapin à la moutarde.

غذاي مورد علاقه من لاپین آلا موتارد است.

he raised a lapin in his backyard.

او یک لاپین را در حیاط پشتی خود بزرگ کرد.

lapin is a popular ingredient in french cuisine.

لاپین یک ماده محبوب در آشپزی فرانسوی است.

she wore a costume with a lapin theme for the party.

او لباس با مضمون لاپین برای مهمانی پوشید.

we saw a lapin hopping in the garden.

ما یک لاپین را در حال پرش در باغ دیدیم.

lapin fur is known for its softness.

پوست لاپین به دلیل نرمی آن شناخته شده است.

the children loved the story about the clever lapin.

بچه ها داستان حیله گر لاپین را دوست داشتند.

in some cultures, lapin symbolizes fertility.

در برخی فرهنگ‌ها، لاپین نماد باروری است.

we enjoyed a delicious lapin stew for dinner.

ما از یک غذای گوشت لاپین خوشمزه برای شام لذت بردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید