larboards

[ایالات متحده]/ˈlɑːbɔːdz/
[بریتانیا]/ˈlɑːrbɔːrdz/

ترجمه

adj. مربوط به سمت چپ یک کشتی
n. سمت چپ یک کشتی
adv. به سمت چپ یک کشتی

عبارات و ترکیب‌ها

larboards side

دیواره‌های کناری

larboards hull

بدنه

larboards deck

عرشه

larboards list

لیست

larboards crew

خدمه

larboards sail

بادبان

larboards anchor

گویان

larboards wheel

چرخ

larboards bow

نو

larboards rope

طناب

جملات نمونه

the crew quickly moved to the larboards to adjust the sails.

خدمه به سرعت به سمت لاربوردز حرکت کردند تا بادبان‌ها را تنظیم کنند.

we spotted a whale off the larboards during our journey.

ما در طول سفر خود یک نهنگ را در نزدیکی لاربوردز دیدیم.

he shouted to his mate to check the larboards for any obstacles.

او به دوستش فریاد زد تا لاربوردز را برای هرگونه مانعی بررسی کند.

the captain ordered the ship to turn larboards at the next buoy.

کاپیتان دستور داد کشتی در بویه بعدی به سمت لاربوردز بچرخد.

as we sailed, the larboards were splashed by the waves.

همانطور که ما در حال حرکت بودیم، امواج لاربوردز را خیس کردند.

the navigation chart indicated a shallow area to the larboards.

نمودار ناوبری نشان داد که یک منطقه کم‌عمق در سمت لاربوردز وجود دارد.

adjust the anchor line to ensure it is secure on the larboards.

برای اطمینان از ایمنی آن در لاربوردز، خط لنگر را تنظیم کنید.

we could see the coastline clearly from the larboards.

ما می‌توانستیم خط ساحلی را به وضوح از لاربوردز ببینیم.

the storm hit the larboards, causing the ship to tilt.

طوفان به لاربوردز برخورد کرد و باعث شد کشتی کج شود.

keep an eye on the larboards while we navigate through the channel.

در حالی که از طریق کانال حرکت می کنیم، مراقب لاربوردز باشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید