larid

[ایالات متحده]/ˈlærɪd/
[بریتانیا]/ˈlærɪd/

ترجمه

n. گوی یا هر پرندگان از خانواده لاریدا؛ یک پرندگان شبیه گوی.
شکل‌های واژه
جمعlarids

جملات نمونه

the larid birds nested on the coastal cliffs.

پرندگان لارید در شیارهای ساحلی تایه کردند.

researchers studied the larid species migration patterns.

پژوهشگران الگوهای مهاجرت گونه‌های لارید را مطالعه کردند.

the larid colony was disturbed by human activity.

کلونی لارید توسط فعالیت‌های انسانی به هم خورد.

a larid population decline has been observed in recent years.

در سال‌های اخیر کاهش جمعیت لارید مشاهده شده است.

the larid family includes gulls, terns, and skimmers.

خانواده لارید شامل گویل‌ها، ترن‌ها و سکیمرها می‌شود.

ornithologists identified several larid specimens in the wetland.

ornithologists چند نمونه لارید در مرزهای مرطوب شناسایی کردند.

the larid nesting site is protected by law.

مکان تایه کردن لارید توسط قانون حفاظت می‌شود.

larid behavior differs significantly from other seabirds.

رفتار لارید به طور قابل توجهی با دیگر پرندگان دریایی متفاوت است.

the larid chick fledged successfully after three weeks.

پرنده جوجه لارید پس از سه هفته به موفقیت پرواز کرد.

climate change affects larid breeding cycles.

تغییرات اقلیمی چرخه تولید مثل لارید را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

a larid flew gracefully over the ocean waves.

یک لارید با زیبایی بر روی امواج اقیانوس پرواز کرد.

the larid habitat is under threat from pollution.

محیط زیست لارید از آلودگی در معرض خطر قرار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید