lashing rain
باران شدید
lashing wind
باد شدید
lash against
مقابله با
lash out
حمله لفظی
lash down
باریدن شدید
sleet lashing the roof.
برف و یخ شدید که به سقف برخورد میکرد.
The rain was lashing the windows.
باران با شدت به پنجرهها برخورد میکرد.
chocolate cake with lashings of cream.
کیک شکلاتی با مقدار زیادی خامه
heard the snake lashing about in the leaves.
صدای مار را شنیدم که در برگها به شدت حرکت میکرد.
waves lashing at the shore.
امواج با شدت به ساحل میکوبیدند.
The speaker was lashing the crowd.
سخنرای جمعیت را مورد انتقاد شدید قرار میداد.
the cat was lashing its tail back and forth.
گربه دمش را به شدت این طرف و آن طرف میکرد.
he was on the receiving end of a verbal lashing yesterday.
او دیروز مورد انتقاد شدید کلامی قرار گرفت.
I threatened to give him a good lashing!.
من تهدید کردم که به او توبیخ سختی خواهم داد!
In tunnels, a lashing backwind fills the cab with soot.
در تونلها، یک باد مخالف شدید کاب را با خاکستر پر میکند.
People are always judgemental towards others, lashing criticism without reflecting on themselves.
افراد همیشه نسبت به دیگران قضاوتآمیز هستند، انتقاد را بدون تفکر در مورد خودشان سر میدهند.
All products are designed accordance with foreign trade stand, Main products: Intermediate twistlock, Semi auto twistlock, Stacker, Turnbuckle, Lashing Bar, and so on.
تمام محصولات مطابق با استاندارد تجارت خارجی طراحی شدهاند. محصولات اصلی: قفل پیچ میانی، قفل پیچ خودکار نیمه، استخر، ترنباکل، میله بست و غیره.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید