lashing

[ایالات متحده]/'læʃɪŋ/
[بریتانیا]/'læʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شلاق زدن؛ سرزنش
v. شلاق زدن؛ به شدت تکان دادن؛ به شدت انتقاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

lashing rain

باران شدید

lashing wind

باد شدید

lash against

مقابله با

lash out

حمله لفظی

lash down

باریدن شدید

جملات نمونه

sleet lashing the roof.

برف و یخ شدید که به سقف برخورد می‌کرد.

The rain was lashing the windows.

باران با شدت به پنجره‌ها برخورد می‌کرد.

chocolate cake with lashings of cream.

کیک شکلاتی با مقدار زیادی خامه

heard the snake lashing about in the leaves.

صدای مار را شنیدم که در برگ‌ها به شدت حرکت می‌کرد.

waves lashing at the shore.

امواج با شدت به ساحل می‌کوبیدند.

The speaker was lashing the crowd.

سخنرای جمعیت را مورد انتقاد شدید قرار می‌داد.

the cat was lashing its tail back and forth.

گربه دمش را به شدت این طرف و آن طرف می‌کرد.

he was on the receiving end of a verbal lashing yesterday.

او دیروز مورد انتقاد شدید کلامی قرار گرفت.

I threatened to give him a good lashing!.

من تهدید کردم که به او توبیخ سختی خواهم داد!

In tunnels, a lashing backwind fills the cab with soot.

در تونل‌ها، یک باد مخالف شدید کاب را با خاکستر پر می‌کند.

People are always judgemental towards others, lashing criticism without reflecting on themselves.

افراد همیشه نسبت به دیگران قضاوت‌آمیز هستند، انتقاد را بدون تفکر در مورد خودشان سر می‌دهند.

All products are designed accordance with foreign trade stand, Main products: Intermediate twistlock, Semi auto twistlock, Stacker, Turnbuckle, Lashing Bar, and so on.

تمام محصولات مطابق با استاندارد تجارت خارجی طراحی شده‌اند. محصولات اصلی: قفل پیچ میانی، قفل پیچ خودکار نیمه، استخر، ترن‌باکل، میله بست و غیره.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید