latke

[ایالات متحده]/ˈlæt.kə/
[بریتانیا]/ˈlɑːt.keɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پنکیک سیب‌زمینی که به طور سنتی در طول هانوکا خورده می‌شود.
Word Forms
جمعlatkes

عبارات و ترکیب‌ها

delicious latke

لاتکه خوشمزه

crispy latke

لاتکه ترد

potato latke

لاتکه سیب زمینی

latke recipe

دستور تهیه لاتکه

latke toppings

مواد روی لاتکه

latke festival

جشنواره لاتکه

latke platter

سینی لاتکه

latke bites

لقمه های لاتکه

latke dinner

شام لاتکه

latke party

جشن لاتکه

جملات نمونه

we made delicious latkes for the holiday dinner.

ما لتکه‌های خوشمزه برای شام تعطیلات درست کردیم.

latkes are traditionally served with applesauce.

معمولاً لتکه‌ها را با سس سیب‌زمینی سرو می‌کنند.

she learned how to fry latkes from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه لتکه‌ها را از مادربزرگش سرخ کند.

everyone enjoyed the crispy latkes at the party.

همه از خوردن لتکه‌های ترد در مهمانی لذت بردند.

latkes can be made with various types of potatoes.

می‌توان لتکه‌ها را با انواع مختلف سیب‌زمینی درست کرد.

he topped his latkes with sour cream and chives.

او لتکه‌هایش را با خامه ترش و جعفری پوشاند.

during hanukkah, we eat latkes to celebrate.

در طول حانukkah، ما لتکه‌ها را برای جشن خوردیم.

latkes are a popular dish in jewish cuisine.

لتکه‌ها یک غذای محبوب در آشپزی یهودی هستند.

she experimented with different spices in her latke recipe.

او با ادویه‌های مختلف در دستورالعمل لتکه‌هایش آزمایش کرد.

making latkes requires a good grater for the potatoes.

برای درست کردن لتکه‌ها، به یک رنده خوب برای سیب‌زمینی نیاز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید