laudable

[ایالات متحده]/'lɔːdəb(ə)l/
[بریتانیا]/'lɔdəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شایسته ستایش.

عبارات و ترکیب‌ها

a laudable effort

تلاش قابل تحسین

laudable achievement

دستاوردی قابل تحسین

highly laudable behavior

رفتار بسیار قابل تحسین

جملات نمونه

laudable though the aim might be, the results have been criticized.

اگرچه هدف قابل ستایش بود، اما نتایج مورد انتقاد قرار گرفته است.

Rawlsianism, though laudable in spirit, is too theoretical, and has distracted political philosophers from corrigible ills in the actual world.

روالسیانیسم، اگرچه از نظر معنوی قابل تحسین است، بیش از حد نظری است و فلاسفه سیاسی را از مشکلات قابل اصلاح در دنیای واقعی منحرف کرده است.

Her laudable efforts in helping the community were recognized by everyone.

تلاش‌های قابل ستایش او در کمک به جامعه توسط همه به رسمیت شناخته شد.

It is laudable that he always puts others' needs before his own.

این قابل ستایش است که او همیشه نیازهای دیگران را قبل از نیازهای خود قرار می دهد.

The company's laudable commitment to sustainability sets a great example for others.

تعهد قابل ستایش شرکت به پایداری، الگوی خوبی برای دیگران است.

Her dedication to her work is truly laudable.

تعهد او به کارش واقعاً قابل ستایش است.

The team's laudable performance led them to victory.

عملکرد قابل ستایش تیم، آنها را به پیروزی رساند.

It's laudable that she always speaks up against injustice.

این قابل ستایش است که او همیشه در برابر بی‌عدالتی صحبت می‌کند.

The laudable goal of the project is to provide clean water to remote villages.

هدف قابل ستایش پروژه، ارائه آب تمیز به روستاهای دورافتاده است.

His laudable qualities as a leader inspire those around him.

ویژگی‌های قابل ستایش او به عنوان یک رهبر، الهام بخش کسانی است که در اطراف او هستند.

The organization received an award for its laudable efforts in promoting diversity.

سازمان به دلیل تلاش‌های قابل ستایش خود در ترویج تنوع، مورد تقدیر قرار گرفت.

The team's laudable teamwork led to the successful completion of the project.

همکاری قابل ستایش تیم، منجر به اتمام موفقیت آمیز پروژه شد.

نمونه‌های واقعی

All of these, Mr Grunwald thinks, are laudable aims.

به نظر آقای گرونوالد، همه اینها اهداف قابل تحسینی هستند.

منبع: The Economist - Arts

Industry leaders say the goals may be laudable, but the strategy is costly.

رهبران صنعت می گویند که اهداف ممکن است قابل تحسین باشند، اما استراتژی پرهزینه است.

منبع: NPR News May 2019 Compilation

This was his day off and with laudable initiative he had hurried out 'to see'.

این روز تعطیل او بود و با ابتکار عمل قابل تحسینی عجله کرد تا 'ببیند'.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

Plenty are laudable: allowing “say on pay” votes for shareholders, for example.

بسیاری قابل تحسین هستند: به عنوان مثال، اجازه دادن به رای دهندگان سهام برای رای دادن در مورد "پرداخت حقوق مدیران ارشد".

منبع: The Economist - Comprehensive

(He) turned his life around in a very laudable way, the actor told The Mail on Sunday in 2008.

او زندگی خود را به روشی بسیار قابل تحسین تغییر داد، این چیزی است که بازیگر در سال 2008 به The Mail on Sunday گفت.

منبع: People Magazine

That's a very laudable and wonderful impulse.

این یک تداوم بسیار قابل تحسین و شگفت انگیز است.

منبع: Freakonomics

Act as fair parts with ends as laudable?

آیا به عنوان بخش های منصفانه با اهداف قابل تحسین عمل کنید؟

منبع: Middlemarch (Part Five)

Yes, certainly, Morris's self-control was laudable.

بله، مطمئناً، خویشتن‌داری موری قابل تحسین بود.

منبع: Washington Square

If not of Daemons, whose aid would you invoke to forward this laudable design?

اگر نه از دیوها، از چه کسی کمک می خواستید تا این طرح قابل تحسین را پیش ببرید؟

منبع: Monk (Part 2)

Not all of these endeavours are equally troublesome;some might even be laudable.

همه این تلاش ها به یک اندازه مشکل نیستند؛ برخی حتی ممکن است قابل تحسین باشند.

منبع: 23 Jian, 80 Articles

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید