laughable

[ایالات متحده]/'lɑːfəb(ə)l/
[بریتانیا]/'læfəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مضحک و سرگرم‌کننده

جملات نمونه

His excuse for being late was laughable.

بهانه‌اش برای دیر رسیدن خنده‌دار بود.

The idea of him becoming a professional athlete is laughable.

ایده اینکه او به یک ورزشکار حرفه‌ای تبدیل شود خنده‌دار است.

The movie's plot was so laughable that it became a comedy unintentionally.

طرح فیلم آنقدر خنده‌دار بود که ناخواسته به یک کمدی تبدیل شد.

Her attempt at singing was laughable.

تلاش او برای خواندن خنده‌دار بود.

The politician's promises were laughable and unrealistic.

وعده‌های سیاستمدار خنده‌دار و غیرواقعی بودند.

The company's attempt to cover up the scandal was laughable.

تلاش شرکت برای پوشش رسوایی خنده‌دار بود.

His fashion choices are often laughable.

انتخاب‌های او در مورد لباس اغلب خنده‌دار است.

The magician's performance was so bad it was almost laughable.

اجرای جادوگر آنقدر بد بود که تقریباً خنده‌دار بود.

The team's strategy was so poorly thought out, it was laughable.

استراتژی تیم آنقدر ضعیف بود که خنده‌دار بود.

Her attempt at a joke was so awkward that it was laughable.

تلاش او برای گفتن یک لطیفه آنقدر عجیب و غریب بود که خنده‌دار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید