laundryman

[ایالات متحده]/ˈlɔːndriˌmæn/
[بریتانیا]/ˈlɔːndriˌmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردی که در خشکشویی کار می‌کند؛ کارگر خشکشویی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

laundryman service

خدمات لباس‌شوئی

laundryman job

شغل لباس‌شوئی

laundryman duties

وظایف لباس‌شوئی

laundryman skills

مهارت‌های لباس‌شوئی

laundryman uniform

لباس فرم لباس‌شوئی

laundryman position

موقعیت لباس‌شوئی

laundryman equipment

تجهیزات لباس‌شوئی

laundryman experience

تجربه لباس‌شوئی

laundryman tasks

وظایف لباس‌شوئی

laundryman wages

دستمزد لباس‌شوئی

جملات نمونه

the laundryman picked up the dirty clothes from the doorstep.

مرد شست‌وشو لباس‌های کثیف را از جلوی در برداشت.

my neighbor works as a laundryman in the local dry cleaners.

همسایه‌ام به عنوان یک شست‌وشو در خشک‌شویی محلی کار می‌کند.

the laundryman was known for his quick service and friendly smile.

شست‌وشو به خاطر خدمات سریع و لبخند دوستانه‌اش معروف بود.

she asked the laundryman to handle her delicate garments with care.

او از شست‌وشو خواست لباس‌های نازک خود را با احتیاط جدی بگیرد.

every week, the laundryman delivers fresh linens to the hotel.

هر هفته، شست‌وشو ملحفه تمیز به هتل تحویل می‌دهد.

he often chatted with the laundryman while waiting for his clothes.

او اغلب در حالی که منتظر لباس‌هایش بود با شست‌وشو گپ می‌زد.

the laundryman offered a discount for bulk orders.

شست‌وشو برای سفارشات عمده تخفیف ارائه کرد.

after the storm, the laundryman found many clothes scattered around.

بعد از طوفان، شست‌وشو لباس‌های زیادی را که در اطراف پخش شده بودند پیدا کرد.

she trusted the laundryman with her favorite dress.

او به شست‌وشو اعتماد کرد تا از لباس مورد علاقه‌اش مراقبت کند.

the laundryman worked late into the night to finish the orders.

شست‌وشو تا دیروقت شب کار کرد تا سفارشات را تمام کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید