cleaner

[ایالات متحده]/'kliːnə/
[بریتانیا]/'klinɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرایدار، کارگر تمیزکاری جارو برقی

عبارات و ترکیب‌ها

vacuum cleaner

جاروبرقی

window cleaner

پاک کننده شیشه

detergent cleaner

پاک کننده مواد شوینده

steam cleaner

دستگاه بخار شو

carpet cleaner

پاک کننده فرش

cleaner production

تولید مواد شوینده

air cleaner

پاک کننده هوا

dry cleaner

خشکشویی

glass cleaner

پاک کننده شیشه

ultrasonic cleaner

دستگاه شوینده فراصوت

dust cleaner

پاک کننده گرد و غبار

high pressure cleaner

دستگاه با فشار قوی

suction cleaner

جاروبرقی

cleaner technologies

فناوری های شوینده

street cleaner

پاک کننده خیابان

alkaline cleaner

پاک‌کننده قلیایی

جملات نمونه

we will create a cleaner, safer environment.

ما یک محیط پاک‌تر و ایمن‌تر ایجاد خواهیم کرد.

He was taken to the cleaners in a card game last night.

او در یک بازی ورق شب گذشته به دست افراد کثیف و نامناسب افتاد.

a vacuum cleaner that has two extension wands.

یک جاروبرقی که دو عدد وند تمدید دارد.

a clean fuel; a cleaner, more efficient engine.

سوخت پاک؛ یک موتور پاک‌تر و کارآمدتر.

A doctor and a street cleaner are in different walks of life.

یک پزشک و یک نظافتچی خیابان در حرفه‌های متفاوتی هستند.

The vacuum cleaner has four different attachments.

جاروبرقی دارای چهار عدد اتساع مختلف است.

I used to work as a cleaner in a hospital.

من قبلاً به عنوان نظافتچی در بیمارستان کار می‌کردم.

his team were taken to the cleaners by the Australians in the first Test.

تیم او در اولین مسابقه توسط استرالیایی‌ها شکست خورد.

Window cleaners are pulled up and down tall buildings on cradles.

نظافت‌کنندگان پنجره با استفاده از قفسه‌ها به بالا و پایین ساختمان‌های بلند کشیده می‌شوند.

The hotel cleaner entered carrying a bucket and a mop.

نظافتچی هتل با دسته‌ای سطل و یک اسفج وارد شد.

I went down on one knee to plug in the vacuum cleaner.

من به یک زانو رفتم تا جاروبرقی را به برق وصل کنم.

an extension for the vacuum cleaner; built a new extension onto the hospital wing.

یک تمدید برای جاروبرقی؛ ساخت یک تمدید جدید به بخش بیمارستان.

He’s heavily in debt—his ex-wife took him to the cleaners at the time of their divorce.

او بدهی سنگینی دارد - همسر سابقش در زمان طلاق او را به دست افراد کثیف و نامناسب انداخت.

Window cleaners are pulled up and down tall buidings on cradles.

نظافت‌کنندگان پنجره با استفاده از قفسه‌ها به بالا و پایین ساختمان‌های بلند کشیده می‌شوند.

Do you know where I can get hold of a secondhand carpet cleaner?

می‌دانید کجا می‌توانم یک نظافت‌کننده فرش دست دوم پیدا کنم؟

It's difficult to find a window cleaner who will call regularly—they all seem to be here today and gone tomorrow.

پیدا کردن یک نظافت‌کننده پنجره که به طور منظم تماس بگیرد دشوار است - به نظر می‌رسد که همه امروز اینجا هستند و فردا رفته‌اند.

Don't forget to shake the pockets out before you take your coat to the cleaner's.

قبل از بردن کت خود به خشکشویی، فراموش نکنید که جیب‌ها را تکان دهید.

Mother has been advertising for a cleaner for weeks without success.

مادرها برای هفته‌ها بدون موفقیت برای استخدام یک نظافتچی تبلیغ کرده‌اند.

In his innocence he had allowed the salesman in to discuss vacuum cleaners.

از سر سادگی، او اجازه داده بود که فروشنده برای بحث در مورد جاروبرقی وارد شود.

countries cannot have it both ways: the cost of a cleaner environment may sometimes be fewer jobs.

کشورها نمی‌توانند هر دو راه را بروند: هزینه محیط زیست پاک‌تر ممکن است گاهی اوقات کمتر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید