gastric lavage
سرلاک معده
peritoneal lavage
شستشوی صفاقی
lavage solution
محلول شستشو
lavage procedure
روش شستشو
lavage technique
تکنیک شستشو
bronchoalveolar lavage
شستشوی برونکواولار
lavage therapy
درمان با شستشو
nasal lavage
شستشوی بینی
ocular lavage
شستشوی چشم
lavage fluid
سیال شستشو
he underwent a lavage procedure to clear out toxins.
او تحت یک روش لاواژ قرار گرفت تا سموم را از بین ببرد.
lavage is often used in medical treatments.
لاواژ اغلب در درمانهای پزشکی استفاده میشود.
the doctor recommended a gastric lavage after the overdose.
پزشک پس از مصرف بیش از حد، لاواژ معده را توصیه کرد.
she learned how to perform a lung lavage in her training.
او یاد گرفت که چگونه در طول آموزش خود یک لاواژ ریوی انجام دهد.
lavage can help in diagnosing certain conditions.
لاواژ میتواند به تشخیص برخی شرایط کمک کند.
they used lavage to remove debris from the wound.
آنها از لاواژ برای برداشتن بقایای بافت از زخم استفاده کردند.
after the accident, lavage was necessary to prevent infection.
پس از حادثه، برای جلوگیری از عفونت، لاواژ ضروری بود.
he found the lavage technique very effective during the procedure.
او روش لاواژ را در طول عمل بسیار مؤثر یافت.
in some cases, lavage can be life-saving.
در برخی موارد، لاواژ میتواند جان انسان را نجات دهد.
she was trained to administer a bowel lavage safely.
او آموزش داده شد که چگونه به طور ایمن یک لاواژ روده انجام دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید