lavage

[ایالات متحده]/ləˈvɑːʒ/
[بریتانیا]/ləˈvæʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شستشو یا آبیاری، به ویژه از یک قسمت بدن یا حفره
v. شستشو دادن یا آبیاری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gastric lavage

سرلاک معده

peritoneal lavage

شستشوی صفاقی

lavage solution

محلول شستشو

lavage procedure

روش شستشو

lavage technique

تکنیک شستشو

bronchoalveolar lavage

شستشوی برونکواولار

lavage therapy

درمان با شستشو

nasal lavage

شستشوی بینی

ocular lavage

شستشوی چشم

lavage fluid

سیال شستشو

جملات نمونه

he underwent a lavage procedure to clear out toxins.

او تحت یک روش لاواژ قرار گرفت تا سموم را از بین ببرد.

lavage is often used in medical treatments.

لاواژ اغلب در درمان‌های پزشکی استفاده می‌شود.

the doctor recommended a gastric lavage after the overdose.

پزشک پس از مصرف بیش از حد، لاواژ معده را توصیه کرد.

she learned how to perform a lung lavage in her training.

او یاد گرفت که چگونه در طول آموزش خود یک لاواژ ریوی انجام دهد.

lavage can help in diagnosing certain conditions.

لاواژ می‌تواند به تشخیص برخی شرایط کمک کند.

they used lavage to remove debris from the wound.

آنها از لاواژ برای برداشتن بقایای بافت از زخم استفاده کردند.

after the accident, lavage was necessary to prevent infection.

پس از حادثه، برای جلوگیری از عفونت، لاواژ ضروری بود.

he found the lavage technique very effective during the procedure.

او روش لاواژ را در طول عمل بسیار مؤثر یافت.

in some cases, lavage can be life-saving.

در برخی موارد، لاواژ می‌تواند جان انسان را نجات دهد.

she was trained to administer a bowel lavage safely.

او آموزش داده شد که چگونه به طور ایمن یک لاواژ روده انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید