lavash

[ایالات متحده]/ləˈvæʃ/
[بریتانیا]/ləˈvæʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی نان ارمنی که بلند، صاف و ترد است.

عبارات و ترکیب‌ها

lavash bread

نان لواش

lavash wrap

پیاده لواش

lavash pizza

پیتزای لواش

lavash rolls

رول لواش

lavash chips

چیپس لواش

lavash sandwich

ساندویچ لواش

lavash toast

نان تست لواش

lavash platter

سینی لواش

lavash dip

دپ لواش

lavash snack

میان وعده لواش

جملات نمونه

i love to eat lavash with grilled vegetables.

من عاشق خوردن لواش با سبزیجات گریل شده هستم.

lavash is a popular bread in middle eastern cuisine.

لواش نان محبوبی در آشپزی خاورمیانه است.

we wrapped the falafel in lavash for a delicious meal.

ما فالafel را در لواش پیچیدیم تا یک وعده غذایی خوشمزه داشته باشیم.

she served lavash with hummus and olives.

او لواش را با חומוס و زیتون سرو کرد.

lavash can be used to make tasty wraps.

می‌توان از لواش برای تهیه پیچ‌های خوشمزه استفاده کرد.

we enjoyed lavash during our picnic in the park.

ما از خوردن لواش در پیک نیک خود در پارک لذت بردیم.

making lavash at home is easier than you think.

تهیه لواش در خانه آسان‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید.

lavash pairs well with grilled meats and dips.

لواش با گوشت گریل شده و دیپ‌ها بسیار خوب است.

he bought fresh lavash from the bakery.

او لواش تازه از نانوایی خرید.

lavash can be used as a pizza base for a unique twist.

می‌توان از لواش به عنوان پایه پیتزا برای یک پیچش منحصر به فرد استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید